رشد اقتصادی
رفیع حسنی مقدم
چکیده
سرمایه فکری از طریق تقویت سرمایه انسانی، ظرفیتهای ساختاری و شبکههای ارتباطی میتواند زمینهساز نوآوری، افزایش بهرهوری منابع و توسعه فناوریهای پاک باشد؛ بااینحال، اثربخشی آن به شرایط نهادی کشورها نیز وابسته است. از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر سرمایه فکری ملی بر رشد اقتصادی سبز و نقش تعدیلکنندگی کیفیت نهادی در کشورهای ...
بیشتر
سرمایه فکری از طریق تقویت سرمایه انسانی، ظرفیتهای ساختاری و شبکههای ارتباطی میتواند زمینهساز نوآوری، افزایش بهرهوری منابع و توسعه فناوریهای پاک باشد؛ بااینحال، اثربخشی آن به شرایط نهادی کشورها نیز وابسته است. از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر سرمایه فکری ملی بر رشد اقتصادی سبز و نقش تعدیلکنندگی کیفیت نهادی در کشورهای منتخب بریکسپلاس طی دوره 2000–2025 انجام شده است. در این پژوهش، سرمایه فکری ملی با استفاده از سه مؤلفه سرمایه انسانی، ساختاری و رابطهای و روش تحلیل مؤلفههای اصلی (PCA) اندازهگیری شده است. همچنین توسعه مالی، باز بودن تجاری، مخارج دولت برای آموزش، مصرف انرژیهای تجدیدپذیر و سرمایهگذاری مستقیم خارجی بهعنوان متغیرهای کنترلی در نظر گرفته شدهاند. پس از بررسی ویژگیهای دادهها، مدل با استفاده از روش رگرسیون مقاوم برآورد شده است. نتایج نشان میدهد که سرمایه فکری ملی و کیفیت نهادی در سطح معناداری 5 درصد بر رشد اقتصادی سبز اثر مثبت و معنادار داشته است. در مقابل، اثر تعاملی سرمایه فکری ملی و کیفیت نهادی در سطح معناداری 5 درصد منفی بوده و به لحاظ آماری معنادار است؛ بنابراین، کیفیت نهادی در شرایط مورد بررسی لزوماً اثر سرمایه فکری بر رشد اقتصادی سبز را تقویت نمیکند. همچنین در سطح معناداری 5 درصد، توسعه مالی، باز بودن تجاری، مخارج دولت برای آموزش و مصرف انرژیهای تجدیدپذیر بر رشد اقتصادی سبز تاثیر مثبت و معنادار دارند، درحالیکه اثرات سرمایهگذاری مستقیم خارجی به لحاظ آماری معنادار نیست.
اقتصاد کلان
حسن الوداری؛ مسلم سلیمان پور؛ رضا نوروزی اجیرلو
چکیده
هدف اصلی این پژوهش، طراحی الگوی مدیریت توسعه اقتصادی با تمرکز بر نقش و توانمندیهای شرکتهای دانشبنیان است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل پدیدارشناسی تفسیری انجام شد. مشارکتکنندگان شامل ۲۳ نفر از مدیران شرکتهای دانشبنیان (استان سیستان و بلوچستان) بودند که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و تا حد اشباع ...
بیشتر
هدف اصلی این پژوهش، طراحی الگوی مدیریت توسعه اقتصادی با تمرکز بر نقش و توانمندیهای شرکتهای دانشبنیان است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل پدیدارشناسی تفسیری انجام شد. مشارکتکنندگان شامل ۲۳ نفر از مدیران شرکتهای دانشبنیان (استان سیستان و بلوچستان) بودند که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و تا حد اشباع نظری انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته جمعآوری و با استفاده از استراتژی ۶ مرحلهای اسمیت تجزیه و تحلیل گردید. تحلیل دادهها منجر به شناسایی ۱۰ تم اصلی در طراحی الگوی مدیریت توسعه اقتصادی شد که عبارتند از: ۱. سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه؛ ۲. توجه به سرمایه انسانی و یادگیری مستمر؛ ۳. وجود فرهنگ کارآفرینی و ریسکپذیری؛ ۴. بهرهگیری از سرریز دانش؛ ۵. تقویت قابلیتهای سازمانی (بازاریابی و فنی)؛ ۶. ظرفیتسازی و حکمرانی مشارکتی؛ ۷. توسعه پارکهای علم و فناوری؛ ۸. ارائه مشوقهای مالیاتی و یارانههای مستقیم؛ ۹. ادغام آموزشهای حرفهای با نیازهای صنعت و ۱۰. تمرکز بر خوشههای صنعتی و توسعه صادرات فناوری. نتایج نشان میدهد که توسعه اقتصادی از مسیر دانشبنیان، پدیدهای چندوجهی است که نه تنها به توانمندیهای داخلی شرکتها، بلکه به زیرساختهای نهادی، سیاستهای حمایتی دولت و پیوند میان صنعت و دانشگاه وابسته است. الگوی طراحیشده میتواند به عنوان نقشه راهی برای سیاستگذاران و مدیران در جهت تبدیل دانش به ثروت و تحقق توسعه اقتصادی پایدار مورد استفاده قرار گیرد.
رشد اقتصادی
سحر آخوند حفیظی؛ سعید دائی کریم زاده؛ سارا قبادی
چکیده
این مطالعه با هدف بررسی نقش انعطافپذیری بازار کار در اثرگذاری نظامهای ارزی بر رشد اقتصادی ایران طی دوره 1403-1349 و با استفاده از روش خودتوضیحی با وقفههای توزیعی کوانتایل (QARDL) انجام شده است. بدین منظور به متغیر مجازی نظامهای ارزی برای سالهایی که نظام ارزی شناور بوده عدد صفر و سالهایی که نظام ارزی ثابت است، عدد 1 اختصاص یافت. نتایج ...
بیشتر
این مطالعه با هدف بررسی نقش انعطافپذیری بازار کار در اثرگذاری نظامهای ارزی بر رشد اقتصادی ایران طی دوره 1403-1349 و با استفاده از روش خودتوضیحی با وقفههای توزیعی کوانتایل (QARDL) انجام شده است. بدین منظور به متغیر مجازی نظامهای ارزی برای سالهایی که نظام ارزی شناور بوده عدد صفر و سالهایی که نظام ارزی ثابت است، عدد 1 اختصاص یافت. نتایج نشان میدهد که اثر متغیرهای نهادی و کلان اقتصادی بر رشد اقتصادی در کوتاهمدت و بلندمدت متفاوت بوده و همچنین در سطوح مختلف توزیع رشد اقتصادی یکسان نیست. نتایج نشان میدهد که در کوتاهمدت اثر نظام ارزی و انعطافپذیری بازار کار در تمام کوانتایلها غیرمعنادار است، در حالی که اثر تعاملی آنها در همه کوانتایلها مثبت و معنادار است. بدین ترتیب اثربخشی نهادهای بازار کار و ترتیبات ارزی در کوتاهمدت به صورت مجزا و منفرد نمایان نمیشود، بلکه این دو سیاست نقشی مکمل و همافزا در اقتصاد ایفا میکنند. این در حالی است که در بلندمدت اثر نظام ارزی در همه کوانتایلها منفی و معنادار و اثر انعطافپذیری بازار کار نیز در همه کوانتایلها مثبت و معنادار است و ضریب اثر تعاملی این دو متغیر بلندمدت در همه کوانتایلها مثبت است. این امر بیانگر نقش انعطافپذیری بازار کار در کاهش آثار منفی نظام ارزی ثابت است. بر این اساس، هماهنگی میان سیاستهای ارزی و اصلاحات نهادی در بازار کار، توسعه تجارت و حفظ ثبات اقتصاد کلان میتواند به تقویت رشد اقتصادی پایدار کمک کند.
تجارت بینالملل
رضا دانائی؛ محمدمهدی برقی اسگویی؛ سکینه سجودی
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی همراستایی فاصله ژئوپلیتیک و تحریمهای اقتصادی بر ارزش تجارت دوجانبه ایران با ۱۵ شریک تجاری اصلی طی دوره ۲۰۱۵-۲۰۲۳ انجام شده است. دامنه پژوهش شامل برآورد اثر کلی فاصله ژئوپلیتیک، تشدید آن پس از جنگ اوکراین (۲۰۲۲)، تفکیک اثر تحریم از فاصله ژئوپلیتیک و تشخیص گرایش تجاری ایران به بلوک شرق است. نتایج حاکی از آن ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف بررسی همراستایی فاصله ژئوپلیتیک و تحریمهای اقتصادی بر ارزش تجارت دوجانبه ایران با ۱۵ شریک تجاری اصلی طی دوره ۲۰۱۵-۲۰۲۳ انجام شده است. دامنه پژوهش شامل برآورد اثر کلی فاصله ژئوپلیتیک، تشدید آن پس از جنگ اوکراین (۲۰۲۲)، تفکیک اثر تحریم از فاصله ژئوپلیتیک و تشخیص گرایش تجاری ایران به بلوک شرق است. نتایج حاکی از آن است که فاصله ژئوپلیتیک اثر منفی و معنادار بر تجارت دارد (ضریب ۰/۲۱۰- در سطح ۱۰٪) و افزایش یک واحدی آن بهطور متوسط ۱۹٪ کاهش تجارت را به همراه دارد. اثر تشدیدشونده IPD پس از ۲۰۲۲ با ضریب تعاملی ۰/۱۱۰- در سطح ۱٪ تأیید شد که نشاندهنده تشدید حدود ۴/۱۰ درصدی اثر منفی فاصله ژئوپلیتیک پس از جنگ اوکراین است. اثر مستقیم تحریمها به دلیل همخطی با اثرات ثابت سال قابل شناسایی نبود (ضریب مثبت ۰/۲۱۴)، اما تعامل تحریم و IPD منفی و معنادار است (۰/۱۶۸- در سطح ۵٪) که نشاندهنده نقش تشدیدکنندگی تحریمها بر موانع ژئوپلیتیکی است. در تحلیل ناهمگنی بلوکی، اثر منفی فاصله ژئوپلیتیک در بلوک شرق (۰/۱۰۸-) بهمراتب ضعیفتر از بلوک غرب (۰/۲۰۸-) است که گرایش ساختاری ایران به شرق را تأیید میکند. حذف چین و روسیه از نمونه، ضریب فاصله ژئوپلیتیک را به ۰/۰۱۰ بیمعنا کاهش میدهد که نشاندهنده تمرکز اثر فاصله ژئوپلیتیک بر این دو شریک اصلی شرقی است. فاصله ژئوپلیتیک مانعی معنادار و فزاینده بر تجارت ایران است که پس از ۲۰۲۲ تشدید شده است.
تقاضای گردشگری
محمد احمدی؛ علی رضوانی تبار؛ ,عطاءالله هرندی
چکیده
این پژوهش با هدف شناسایی حوزههای تصمیمگیری مدیران هتل و تبیین ساختار روابط علّی حاکم بر توسعه کسبوکار در صنعت هتلداری با رویکرد پویاییشناسی سیستمها انجام شده است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث رویکرد، کیفی و اکتشافی است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با خبرگان صنعت هتلداری شامل مالکان، مدیران ارشد، مدیران ...
بیشتر
این پژوهش با هدف شناسایی حوزههای تصمیمگیری مدیران هتل و تبیین ساختار روابط علّی حاکم بر توسعه کسبوکار در صنعت هتلداری با رویکرد پویاییشناسی سیستمها انجام شده است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث رویکرد، کیفی و اکتشافی است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با خبرگان صنعت هتلداری شامل مالکان، مدیران ارشد، مدیران بازاریابی و فروش، مشاوران و اعضای هیئتعلمی گردآوری شد. تحلیل دادهها با بهرهگیری از روش تحلیل مضمون انجام و سپس مضامین استخراجشده در قالب نمودار علّی–حلقهای بر اساس اصول پویاییشناسی سیستمها یکپارچهسازی شدند. یافتهها نشان داد توسعه کسبوکار هتل نتیجه تعامل پویا میان پنج حوزه اصلی تصمیمگیری شامل مدیریت تجربه مهمان، مدیریت ارتباط با مشتری و وفادارسازی، بازاریابی و توسعه بازار، مدیریت منابع انسانی و مدیریت درآمد و بهرهوری است. همچنین، ساختار سیستم متشکل از حلقههای بازخوردی تقویتکننده و تعدیلکنندهای است که بهطور همزمان محرک رشد و محدودکننده توسعه کسبوکار بوده و پایداری عملکرد هتل را تحت تأثیر قرار میدهند. نتایج همچنین مرز میان متغیرهای قابلکنترل مدیران و عوامل محیطی خارج از حوزه تصمیمگیری را تبیین کرده و اهرمهای مدیریتی مؤثر بر توسعه کسبوکار را مشخص میسازد. نوآوری این پژوهش در ارائه چارچوبی سیستمی برای تبیین توسعه کسبوکار هتل بر پایه تعاملات بازخوردی میان حوزههای مدیریتی است؛ چارچوبی که میتواند مبنایی برای توسعه مدلهای کمی پویاییشناسی سیستمها، شبیهسازی سیاستهای مدیریتی و طراحی راهبردهای توسعه پایدار در صنعت هتلداری قرار گیرد.