اقتصاد کلان
زهرا ملکی؛ زهرا کریمی تکانلو؛ حسین اصغرپور
چکیده
هر چند که مکاتب مختلف اقتصادی، دیدگاههای مختلفی در زمینه نقش پول در اقتصاد دارند، اما شواهد تجربی و نتایج بسیاری از مزالعات پیشین حاکی از آن است که سیاستهای پولی از روشهای مختلفی میتوانند بر تولید تاثیرگذار باشند. با توجه به نقش مهم بانکها، به عنوان واسطهگران مالی، در تامین مالی بنگاهها، بررسی نقش اعتبارات بانکی در تولید ...
بیشتر
هر چند که مکاتب مختلف اقتصادی، دیدگاههای مختلفی در زمینه نقش پول در اقتصاد دارند، اما شواهد تجربی و نتایج بسیاری از مزالعات پیشین حاکی از آن است که سیاستهای پولی از روشهای مختلفی میتوانند بر تولید تاثیرگذار باشند. با توجه به نقش مهم بانکها، به عنوان واسطهگران مالی، در تامین مالی بنگاهها، بررسی نقش اعتبارات بانکی در تولید و ارزش افزوده بنگاهها از اهمیت بالایی برخوردار است. لذا هدف این مطالعه بررسی تاثیر نقش اعتبارات بانکی در اثرگذاری سیاستهای پولی بر ارزش افزوده بخش صنعت و معدن استانهای کشور ایران است. بدین منظور، با استفاده از دادههای پانلی 31 استان، طی دوره زمانی 1400-1390 و روش گشتاور تعمیم یافته GMM، ابتدا تاثیر سیاست های پولی بر اعتبارات بانکی و سپس نقش اعتبارات بانکی بر ارزش افزوده این بخش مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج این تحقیق نشان میدهد که افزایش نرخ سود بانکی، باعث کاهش اعتبارات اعطایی می شود، در حالی که سپردههای بانکی و تعداد شعب بانکی موجب افزایش اعتبارات میشوند. همچنین اعتبارات بانکی اثر مثبت و معناداری بر ارزش افزوده بخش صنعت و معدن و تورم، اثر منفی بر ارزش افزوده صنعتی استانها دارد. و در نهایت تاثیر کلی سیاست پولی (به واسطه اعتبارات بانکی) بر ارزش افزوده صنعتی استانهای ایران منفی است.
اقتصاد کلان
حسن الوداری؛ مسلم سلیمان پور؛ رضا نوروزی اجیرلو
چکیده
هدف اصلی این پژوهش، طراحی الگوی مدیریت توسعه اقتصادی با تمرکز بر نقش و توانمندیهای شرکتهای دانشبنیان است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل پدیدارشناسی تفسیری انجام شد. مشارکتکنندگان شامل ۲۳ نفر از مدیران شرکتهای دانشبنیان (استان سیستان و بلوچستان) بودند که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و تا حد اشباع ...
بیشتر
هدف اصلی این پژوهش، طراحی الگوی مدیریت توسعه اقتصادی با تمرکز بر نقش و توانمندیهای شرکتهای دانشبنیان است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل پدیدارشناسی تفسیری انجام شد. مشارکتکنندگان شامل ۲۳ نفر از مدیران شرکتهای دانشبنیان (استان سیستان و بلوچستان) بودند که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و تا حد اشباع نظری انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته جمعآوری و با استفاده از استراتژی ۶ مرحلهای اسمیت تجزیه و تحلیل گردید. تحلیل دادهها منجر به شناسایی ۱۰ تم اصلی در طراحی الگوی مدیریت توسعه اقتصادی شد که عبارتند از: ۱. سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه؛ ۲. توجه به سرمایه انسانی و یادگیری مستمر؛ ۳. وجود فرهنگ کارآفرینی و ریسکپذیری؛ ۴. بهرهگیری از سرریز دانش؛ ۵. تقویت قابلیتهای سازمانی (بازاریابی و فنی)؛ ۶. ظرفیتسازی و حکمرانی مشارکتی؛ ۷. توسعه پارکهای علم و فناوری؛ ۸. ارائه مشوقهای مالیاتی و یارانههای مستقیم؛ ۹. ادغام آموزشهای حرفهای با نیازهای صنعت و ۱۰. تمرکز بر خوشههای صنعتی و توسعه صادرات فناوری. نتایج نشان میدهد که توسعه اقتصادی از مسیر دانشبنیان، پدیدهای چندوجهی است که نه تنها به توانمندیهای داخلی شرکتها، بلکه به زیرساختهای نهادی، سیاستهای حمایتی دولت و پیوند میان صنعت و دانشگاه وابسته است. الگوی طراحیشده میتواند به عنوان نقشه راهی برای سیاستگذاران و مدیران در جهت تبدیل دانش به ثروت و تحقق توسعه اقتصادی پایدار مورد استفاده قرار گیرد.
اقتصاد کلان
فاطمه مقتدائی؛ نرگس صالح نیا
چکیده
امنیت غذایی بهعنوان یکی از ارکان توسعه پایدار، وابسته به عوامل مختلفی است. بااینحال آنچه که میتواند شدت و جهت اثرگذاری این عوامل را تحتتأثیر قرار دهد، سطح نوآوری است. لذا پژوهش حاضر به بررسی اثرپذیری امنیت غذایی از متغیرهای زیستمحیطی، اقلیمی و اقتصادی در بستر نوآوری جهانی در 87 کشور جهان طی سالهای 2012 تا 2022 پرداخته است. بدین ...
بیشتر
امنیت غذایی بهعنوان یکی از ارکان توسعه پایدار، وابسته به عوامل مختلفی است. بااینحال آنچه که میتواند شدت و جهت اثرگذاری این عوامل را تحتتأثیر قرار دهد، سطح نوآوری است. لذا پژوهش حاضر به بررسی اثرپذیری امنیت غذایی از متغیرهای زیستمحیطی، اقلیمی و اقتصادی در بستر نوآوری جهانی در 87 کشور جهان طی سالهای 2012 تا 2022 پرداخته است. بدین منظور از مدل رگرسیونی انتقال ملایم تابلویی استفاده شد و متغیر آستانه شاخص نوآوری جهانی در نظر گرفته شد. نتایج حاکی از وجود رابطه غیرخطی است و مدلی با یک حد آستانهای و دو رژیم را تایید میکند.سرعت تعدیل برابر با 8947/3 است که نشاندهندهی انتقال نرم و تدریجی میان رژیمها است و مکان وقوع تغییر رژیم 0173/44 برآورد شد.ردپای اکولوژیکی در هر دو رژیم اثر معناداری بر امنیت غذایی دارد،اما شدت اثر مثبت آن بر امنیت غذایی در کشورهای با نوآوری بالاتر از مقدار آستانه،بسیار بیشتر از اثر منفی آن در کشورهای با نوآوری پایینتر از مقدار آستانه است.میزان تبخیر و تعرق آب در رژیم پایین اثر منفی و در رژیم بالا اثر مثبت بر امنیت غذایی دارد. نرخ شهرنشینی در رژیم پایین، اثر مثبت و در رژیم بالا اثر منفی بر امنیت غذایی دارد.لگاریتم تولید ناخالص داخلی در هر دو رژیم اثر مثبت بر امنیت غذایی دارد،اما در رژیم بالا این اثر بهشدت کاهش پیدا میکند.سطح زمین قابلکشت تنها در رژیم بالا، اثر مثبت و میزان سرمایهگذاریمستقیمخارجی تنها در رژیم پایین، اثر منفی بر امنیت غذایی دارد
اقتصاد کلان
محمد محسن صدر؛ حسین تبیانیان
چکیده
چکیده: سیاست پولی بهعنوان ابزار کلیدی مدیریت اقتصاد کلان، نقش تعیینکنندهای در ثبات مالی و رشد اقتصادی دارد. بازار سرمایه بهعنوان کانال مهم انتقال سیاست پولی، بازتابی از انتظارات و واکنشهای سرمایهگذاران به تغییرات نرخ بهره، نقدینگی، تورم و نرخ ارز است. در اقتصادهایی مانند ایران که با تورم مزمن، شوکهای ارزی و وابستگی بودجه ...
بیشتر
چکیده: سیاست پولی بهعنوان ابزار کلیدی مدیریت اقتصاد کلان، نقش تعیینکنندهای در ثبات مالی و رشد اقتصادی دارد. بازار سرمایه بهعنوان کانال مهم انتقال سیاست پولی، بازتابی از انتظارات و واکنشهای سرمایهگذاران به تغییرات نرخ بهره، نقدینگی، تورم و نرخ ارز است. در اقتصادهایی مانند ایران که با تورم مزمن، شوکهای ارزی و وابستگی بودجه به درآمدهای نفتی مواجهند، واکنش بازار سرمایه به سیاستهای پولی نامتقارن و غیرخطی است و مدلهای خطی سنتی قادر به تبیین کامل آن نیستند. این پژوهش با هدف پر کردن این شکاف روششناختی، رویکردی ترکیبی از اقتصادسنجی و هوش مصنوعی ارائه میدهد. در این چارچوب، از مدل خودرگرسیون برداری ساختاری (SVAR) برای شناسایی روابط علّی و کوتاهمدت بین متغیرهای پولی و شاخصهای بازار سرمایه استفاده شده و سپس با مدل شبکه عصبی مصنوعی چندلایه (ANN) برای کشف الگوهای غیرخطی ترکیب شده است. دادههای ماهانه ایران طی دوره 1390 تا 1403 مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد شوکهای انبساطی پولی در کوتاهمدت رشد شاخص کل بورس را حدود 7/4 درصد افزایش میدهند، اما در بلندمدت اثر منفی از طریق کانال تورم دارند. در مقابل، سیاستهای انقباضی با افزایش نرخ بهره موجب افت 5/3 درصدی شاخص در کوتاهمدت میشوند، اما در بلندمدت نوسانات را تا 22 درصد کاهش میدهند. مدل ترکیبی SVAR- ANN با دقت 91 درصدی (R²=0.91) واکنش بازار را پیشبینی کرد. یافتهها نشان میدهد این رویکرد ترکیبی ابزاری کارآمد برای تحلیل پویایی و پیچیدگی روابط سیاست پولی و بازار سرمایه ایران فراهم میسازد.
اقتصاد کلان
عباس آزادی؛ سهراب دل انگیزان
چکیده
یکی از عوامل در عدم توسعه متوازن ، شاخص ضریب نفوذسیاسی می باشد . این شاخص قدرت لابی گری و نفوذ نخبگان مناطق در مرکز تصمیم گیری کشور در جهت توسعه منطقه خود را نشان می دهد. وجود توسعه نامتوازن در کشور و چرایی دلایل بنیادی این ناهمگنی، اهمیت پژوهش در این خصوص را افزایش می دهد. پژوهش حاضر به دنبال بررسی تاثیر ضریب نفوذ سیاسی بر رشد صنعتی مناطق ...
بیشتر
یکی از عوامل در عدم توسعه متوازن ، شاخص ضریب نفوذسیاسی می باشد . این شاخص قدرت لابی گری و نفوذ نخبگان مناطق در مرکز تصمیم گیری کشور در جهت توسعه منطقه خود را نشان می دهد. وجود توسعه نامتوازن در کشور و چرایی دلایل بنیادی این ناهمگنی، اهمیت پژوهش در این خصوص را افزایش می دهد. پژوهش حاضر به دنبال بررسی تاثیر ضریب نفوذ سیاسی بر رشد صنعتی مناطق در 31 استان برای دوره زمانی دولت های سوم تا دوازدهم در ایران می باشد. در این راستا شاخص ضریب نفوذ سیاسی معرفی شده، و با بهره گیری ازروش تصمیمگیریهای چند شاخصه و مدل تاپسیس داده های استان ها برای آن استخراج شده است. سپس تاثیر این شاخص و شاخص مالی بر شاخص صنعتی مناطق با کمک مدل رگرسیونی پنل دیتاکوانتایل و نرم افزار ایویوز، برآورد شده است. در طول دوره زمانی و تمام کوانتایل ها تاثیر شاخص ضریب نفوذ سیاسی بر شاخص صنعتی نسبت به شاخص مالی بیشتر بوده است. تاثیر گذاری متغیر های مستقل بر وابسته در دهک های مختلف متفاوت بودهاند که بصورت میانگین شاخص ضریب نفوذ سیاسی 62/2 برابر شاخص مالی بر شاخص صنعتی تاثیر گذار بوده است. استان هایی که ضریب نفوذ سیاسی بالاتری داشتند از رشد مالی و صنعتی بالاتری نیز برخوردار بوده اند. تهران با بالاترین ضریب نفوذ سیاسی بیشترین رشد مالی و صنعتی و ایلام با پایین ترین ضریب نفوذ سیاسی کم ترین رشد از این شاخص ها را داشته اند.
اقتصاد کلان
ژوان دقیق؛ مصطفی باغبانیان؛ عباس معمار نژاد
چکیده
این مطالعه به بررسی اثرات آستانهای شاخص توسعه انسانی و رشد اقتصادی پایدار بر رابطه میان توسعه مالی و درآمدهای نفتی در کشورهای نفتی در حال توسعه میپردازد. با توجه به نقش محوری درآمدهای نفتی در ساختار اقتصادی این کشورها و اهمیت توسعه مالی در تخصیص بهینه منابع، تحلیل غیرخطی این رابطه از اهمیت ویژهای برخوردار است. بدین منظور، دادههای ...
بیشتر
این مطالعه به بررسی اثرات آستانهای شاخص توسعه انسانی و رشد اقتصادی پایدار بر رابطه میان توسعه مالی و درآمدهای نفتی در کشورهای نفتی در حال توسعه میپردازد. با توجه به نقش محوری درآمدهای نفتی در ساختار اقتصادی این کشورها و اهمیت توسعه مالی در تخصیص بهینه منابع، تحلیل غیرخطی این رابطه از اهمیت ویژهای برخوردار است. بدین منظور، دادههای تابلویی مربوط به کشورهای منتخب نفتی خاورمیانه شامل الجزایر، بحرین، مصر، عراق، ایران، اردن، کویت، عمان، عربستان سعودی و امارات متحده عربی طی دوره زمانی 1995 تا 2024 مورد استفاده قرار گرفته است. شاخص توسعه مالی بهعنوان متغیر وابسته و درآمدهای نفتی، رشد اقتصادی، موجودی سرمایه، درجه باز بودن تجاری، شاخص توسعه انسانی و شاخص رشد اقتصادی پایدار بهعنوان متغیرهای توضیحی در نظر گرفته شدهاند. بهمنظور شناسایی رفتار غیرخطی و اثرات آستانهای، از الگوی رگرسیون انتقال ملایم پانل (PSTR) استفاده شده است. پیش از برآورد مدل، آزمونهای ریشه واحد پانلی لوین–لین–چو نشاندهنده پایایی تمامی متغیرها در سطح بوده و نتایج آزمون همانباشتگی پانلی کائو وجود رابطه تعادلی بلندمدت میان متغیرها را تأیید میکند. همچنین نتایج آزمون خطیبودن حاکی از رد فرضیه خطی و ضرورت استفاده از الگوی غیرخطی PSTR است. نتایج برآورد مدل نشان میدهد که با عبور شاخص توسعه انسانی از حد آستانه برآوردشده، اثر درآمدهای نفتی، رشد اقتصادی، موجودی سرمایه و باز بودن تجاری بر توسعه مالی بهطور معناداری تقویت میشود. بهعبارت دیگر، در سطوح بالاتر توسعه انسانی، کارایی درآمدهای نفتی در ارتقای توسعه مالی افزایش مییابد.
اقتصاد کلان
معصومه شفیعیان؛ ابوالفضل شاهآبادی
چکیده
صلح و نبود درگیری به ندرت توسط یک عامل واحد ایجاد میشود، در عوض، آنها اغلب نتیجه عوامل متعدد، متقابل و ترکیبی هستند. در این پژوهش اثر انواع نابرابری مشتمل بر نابرابری آموزشی، نابرابری بهداشتی، نابرابری ثروت، نابرابری جنسیتی، نابرابری فردی و نابرابری قانونی بر شاخص صلح ملی با استفاده از روش اقتصادسنجی گشتاور تعمیمیافته سیستمی ...
بیشتر
صلح و نبود درگیری به ندرت توسط یک عامل واحد ایجاد میشود، در عوض، آنها اغلب نتیجه عوامل متعدد، متقابل و ترکیبی هستند. در این پژوهش اثر انواع نابرابری مشتمل بر نابرابری آموزشی، نابرابری بهداشتی، نابرابری ثروت، نابرابری جنسیتی، نابرابری فردی و نابرابری قانونی بر شاخص صلح ملی با استفاده از روش اقتصادسنجی گشتاور تعمیمیافته سیستمی بررسی شده است. جامعه آماری دربرگیرنده کشورهای OECD و OIC در بازه زمانی 2009-2021 است. برآوردها برای دادههای سالیانه و دادههای میانگینگیریشده 5 ساله انجام شد. یافتههای پژوهش نشان میدهد معنیداری، مقدار و علامت ضرایب تخمینی هر یک از ابعاد نابرابری در گروهبندی کشورهای منتخب متفاوت است و اثر کوتاهمدت و بلندمدت بعضی متغیرها بر صلح ملی تفاوت نشان میدهد. یافتههای پژوهش در هردو گروه رابطه مثبت نابرابری بهداشتی و صلح، و بیمعنی بودن ضریب نابرابری قانونی و صلح در کوتاهمدت را نشان میدهد؛ در کشورهای OIC بیانگر رابطه منفی نابرابری فردی، آموزشی و جنسیتی با صلح، و در کشورهای OECD نشاندهنده رابطه منفی نابرابری ثروت و صلح است. نتایج برآورد براساس دادههای میانگین نیز نشان میدهد در کشورهای OIC، در بلندمدت کاهش نابرابری بهداشتی باعث افزایش صلح ملی میشود. همچنین در هر دو گروه کشورهای مورد مطالعه، اثرگذاری کوتاهمدت نابرابری ثروت با اثر بلندمدت آن تفاوتی ندارد. علاوه بر این در کشورهای OIC اثر کوتاهمدت نابرابری فردی، آموزشی و جنسیتی با اثر بلندمدت آن متفاوت نیست و کاهش نابرابری فردی، آموزشی و جنسیتی همواره باعث افزایش صلح میشود.
اقتصاد کلان
مجید آقایی؛ مهدیه رضاقلی زاده؛ سمیرا چاوشانی
چکیده
بازارهای سهام و مسکن بهعنوان دو بازار مهم دارایی در اقتصاد ایران، میتوانند تحت تأثیر متقابل یکدیگر و نیز متغیرهای کلان اقتصادی نظیر نرخ بهره، نرخ تورم و نرخ ارز قرار گیرند. بر همین اساس، پژوهش حاضر به بررسی پویایی سرریز بازدهی و نوسانات میان این دو بازار طی دوره 1385 تا 1400 با استفاده از دادههای ماهانه پرداخته است. در این راستا، ابتدا ...
بیشتر
بازارهای سهام و مسکن بهعنوان دو بازار مهم دارایی در اقتصاد ایران، میتوانند تحت تأثیر متقابل یکدیگر و نیز متغیرهای کلان اقتصادی نظیر نرخ بهره، نرخ تورم و نرخ ارز قرار گیرند. بر همین اساس، پژوهش حاضر به بررسی پویایی سرریز بازدهی و نوسانات میان این دو بازار طی دوره 1385 تا 1400 با استفاده از دادههای ماهانه پرداخته است. در این راستا، ابتدا سرریزهای کلی و فرکانسی با استفاده از شاخصهای دیبولد–ییلماز و بارونیک–کرهلیک استخراج شد و سپس اثر متغیرهای کلان اقتصادی بر سرریزهای بازدهی و نوسانات با استفاده از روش حداقل مربعات معمولی (OLS) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان میدهد که شدت سرریز بازدهی و نوسانات میان بازار سهام و بازار مسکن در ایران بهطور کلی محدود بوده و بخش عمده پویایی هر بازار ناشی از عوامل درونبازاری است. با این حال، تحلیل فرکانسی نشان میدهد که سرریز بازدهی در افق میانمدت و سرریز نوسانات در افق کوتاهمدت نسبت به سایر افقهای زمانی برجستهتر هستند. نتایج همچنین نشان میدهد که بازار مسکن در افق میانمدت بهصورت محدود نقش گیرنده خالص سرریز بازدهی را ایفا میکند، در حالی که بازار سهام در افق کوتاهمدت دریافتکننده خالص سرریز نوسانات است. یافتههای پژوهش بیانگر آن است که نرخ ارز و نرخ تورم در مقایسه با نرخ بهره، از قدرت توضیحدهندگی و معناداری آماری پایدارتری در تبیین سرریزهای بازدهی و نوسانات برخوردار هستند.
اقتصاد کلان
معصومه نوری؛ محمد مهدی عسگری؛ کامران ندری
چکیده
تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیر سرمایهگذاری شرکتهای بیمه بر تشکیل سرمایه ثابت ناخالص در ایران، انجام شده است. در این تحقیق دادهها بهصورت نیم ساله (6 ماهه) و برای دورة زمانی 1389 تا 1402 و با استفاده از روش خودتوضیح با وقفههای توزیعی ARDL (Autoregressive Distributed Lag) ، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتهاند. نتایج آزمون نشاندهندة وجود رابطة بلندمدت ...
بیشتر
تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیر سرمایهگذاری شرکتهای بیمه بر تشکیل سرمایه ثابت ناخالص در ایران، انجام شده است. در این تحقیق دادهها بهصورت نیم ساله (6 ماهه) و برای دورة زمانی 1389 تا 1402 و با استفاده از روش خودتوضیح با وقفههای توزیعی ARDL (Autoregressive Distributed Lag) ، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتهاند. نتایج آزمون نشاندهندة وجود رابطة بلندمدت میان متغیرهاست و نتیجه میدهد که سرمایهگذاریهای انجام شده توسط شرکتهای بیمه در قالب سپردههای بلندمدت بانکی، سرمایهگذاریهای بلندمدت و سرمایهگذاریهای سریعالمعامله در بازار سرمایه بهطور مثبت و معناداری تشکیل سرمایه ثابت ناخالص را تقویت میکنند در حالی که تورم، نرخ ارز و نرخ طلا اثرهای منفی بر آن دارند بهویژه هر درصد افزایش تورم، کاهش قابل توجه سرمایه ثابت ناخالص را به همراه میآورد. نتایج پژوهش همچنین تأکید دارد که ضریب تعیین مدل معادل 99 درصد است و این نشاندهنده قدرت توضیحدهندگی بالا بین متغیرهای مستقل و وابسته است. بر این پایه، نتیجهگیری میشود که صنعت بیمه میتواند رشد اقتصادی کشور را از طریق افزایش سرمایه ثابت ناخالص تقویت کند و پیشنهاد میشود سرمایهگذاریهای بیمهای به داراییهای با بازده بالاتر هدایت شوند، بیمههای عمر توسعه یابد، رقابتپذیری صنعت افزایش یابد و دولت با سیاستهای حمایتی، فضای سرمایهگذاری را بهبود دهد همچنین کنترل تورم و کاهش ریسکهای اقتصادی برای بهبود اثرگذاری مثبت صنعت بیمه بر اقتصاد ضروری است.
اقتصاد کلان
باقر درویشی؛ فرشته محمدیان؛ علی اصغر سالم
چکیده
هدف این مطالعه بررسی منطقه ای کردن یارانه ها در ایران است. در این راستا در ابتدا بر اساس داده های هزینه درآمد خانوارهای روستایی کشوردر سال 1401 ، خط فقر و شاخص های فقر محاسبه شدند. سپس با بکارگیری روش خوشه بندی سلسله مراتبی، مناطق روستایی استان ها در قالب هشت خوشه دسته بندی و در نهایت با استفاده از یک مدل بهینه سازی عددی ، نتایج هدفگذاری ...
بیشتر
هدف این مطالعه بررسی منطقه ای کردن یارانه ها در ایران است. در این راستا در ابتدا بر اساس داده های هزینه درآمد خانوارهای روستایی کشوردر سال 1401 ، خط فقر و شاخص های فقر محاسبه شدند. سپس با بکارگیری روش خوشه بندی سلسله مراتبی، مناطق روستایی استان ها در قالب هشت خوشه دسته بندی و در نهایت با استفاده از یک مدل بهینه سازی عددی ، نتایج هدفگذاری ملی و منطقه ای مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان می دهد که هر چند هم در سطح ملی و هم در سطح مناطق هشت گانه روستایی مشخصه های کارا برای هدفگذاری(شامل : بعد خانوار، تحصیلات سرپرست و تعداد اعضای زیر شش سال) یکسان هستند، ولی میزان کارایی، خطا های شمول و حذف تفاوت های قابل ملاحظه ای دارند، این موضوع وجود بسیاری از شرایط لازم جهت اجرای هدفگذاری منطقه ای را آشکار ساخت. اما اجرای هدفگذاری منطقه ای مستلزم توجه به الزامات زیر است: پیش نیاز اصلی اجرای هدفگذاری منطقه ای تهیه نقشه جغرافیایی فقر در سطح کوچکترین واحد های جغرافیایی کشور است ، انجام این مهم وابسته به بهنگام بودن، دقت و درجه تفکیک دادههای اقتصادی و اجتماعی از نظر جغرافیایی است. همچنین نباید تصور شود که بکارگیری هدفگذاری منطقه ای به تنهایی همه مشکلات شناسایی فقرا را حل خواهد کرد بلکه لازم است ترکیبی از روش های هدفگذاری بکار گرفته شود که در این زمینه روش هدفگذاری جغرافیایی عموما به عنوان اولین مرحله مورد استفاده قرار می گیرد.
اقتصاد کلان
صالح طاهری بازخانه
چکیده
بعد از بحران مالی جهانی سال ۲۰۰۸، بررسی ارتباط میان نااطمینانی سیاست اقتصادی و متغیرهای اقتصاد کلان توجه زیادی را به خود جلب کرده است. در این میان، نحوه تعامل این متغیر با نرخ ارز در اقتصاد ایران، به دلیل وجود تکانههای ساختاری و مداخلات گسترده، با پیچیدگی بیشتری همراه است. بر این اساس، تحقیق حاضر با استفاده از تحلیل موجک پیوسته بر ...
بیشتر
بعد از بحران مالی جهانی سال ۲۰۰۸، بررسی ارتباط میان نااطمینانی سیاست اقتصادی و متغیرهای اقتصاد کلان توجه زیادی را به خود جلب کرده است. در این میان، نحوه تعامل این متغیر با نرخ ارز در اقتصاد ایران، به دلیل وجود تکانههای ساختاری و مداخلات گسترده، با پیچیدگی بیشتری همراه است. بر این اساس، تحقیق حاضر با استفاده از تحلیل موجک پیوسته بر روی دادههای فصلی برای دوره زمانی ۱۳۵۹:۰۱ تا ۱۴۰۳:۰۲، به تحلیل پویای این رابطه در افقهای زمانی-فرکانسی میکوشد بینش جدیدی در این زمینه ایجاد کند.نتایج نشان داد در افق کوتاهمدت (کمتر از ۱ سال)، یک چرخه بازخوردی قوی و همفاز میان نااطمینانی سیاست اقتصادی و نرخ ارز وجود دارد که به تشدید یکدیگر میانجامد. در میانمدت (۱ الی ۴ سال)، این رابطه پیچیدهتر شده و علاوه بر تداوم رابطه همفاز، رابطهای معکوس از نرخ ارز به نااطمینانی سیاست اقتصادی نیز ظهور مییابد که نشاندهنده واکنشهای تطبیقی اقتصاد است. در بلندمدت (بیشتر از ۴ سال)، یک رابطه علی معکوس و پایدار از نرخ ارز به نااطمینانی سیاست اقتصادی مشاهده میشود. این یافته مؤید آن است که اتکا به سرکوب مصنوعی نرخ ارز به عنوان ابزار ثباتساز، در عمل نااطمینانی سیاستی را به افقهای بلندمدت منتقل کرده و نقض غرض است.
اقتصاد کلان
مسعود سعادت مهر؛ علی یونسی؛ داود شیران
چکیده
پژوهش حاضر به بررسی همبستگی تلاطم بین بازارهای سهام، نفت و گاز در ایران و تاثیر آن بر رشد اقتصادی کشور پرداخته است. در این راستا از روش تحلیل همبستگی شرطی ثابت (CCC) مدل خودرگرسیونی مشروط بر ناهمسانی واریانسهای تعمیمیافته چندمتغیره (MGARCH) استفاده شده است. دادههای این پژوهش بصورت فصلی (سال 1383 تا سال 1402) جمعآوری و مورد استفاده قرار ...
بیشتر
پژوهش حاضر به بررسی همبستگی تلاطم بین بازارهای سهام، نفت و گاز در ایران و تاثیر آن بر رشد اقتصادی کشور پرداخته است. در این راستا از روش تحلیل همبستگی شرطی ثابت (CCC) مدل خودرگرسیونی مشروط بر ناهمسانی واریانسهای تعمیمیافته چندمتغیره (MGARCH) استفاده شده است. دادههای این پژوهش بصورت فصلی (سال 1383 تا سال 1402) جمعآوری و مورد استفاده قرار گرفتهاند. نتایج نشان میدهد که تلاطم در همه بازارهای به تکانههای دوره قبل در همان بازار وابستگی دارد به عبارت دیگر اثرات خودی در همه بازارها به لحاظ آماری معنادار هستند. نتایج حاکی از آن است که تکانه بازار نفت به طور معنیداری باعث افزایش تلاطم در بازار سهام می شود. به طور متقابل، تکانه بازده در بازار سهام بر تلاطم بازار نفت سرایتپذیر است همچنین تکانه بازار سهام و تکانه بازار نفت به بازار گاز سرایتپذیر است. نتایج نشان داد که تکانه بازار سهام باعث کاهش تلاطم رشد اقتصادی و تکانه بازار نفت باعث افزایش تلاطم رشد اقتصادی در ایران میشوند. علیرغم وجود سرریز تکانهها میان بازارها، اثرات سرریز تلاطم میان این بازارها وجود ندارد به طوری که تلاطم در یک بازار، تلاطم در بازارهای دیگر را متاثر نمیسازد.
اقتصاد کلان
یزدان گودرزی فراهانی؛ محسن مهرارا؛ زلیخا مرسلی ارزنق؛ ابراهیم عباسی
چکیده
هدف مقاله حاضر بررسی اثرات شوک نااطمینانی سیاستهای اقتصادی در چرخههای تجاری بر متغیرهای کلان اقتصادی بوده است. در این مطالعه از یک رویکرد تعادل عمومی پویای تصادفی و اطلاعات آماره بازه زمانی 1401-1368 استفاده شده است. در این مطالعه بر اساس تجزیه دوران رونق و رکود شوک وارد شده از ناحیه مؤلفه نااطمینانی سیاست اقتصادی در این دوران بر متغیرهای ...
بیشتر
هدف مقاله حاضر بررسی اثرات شوک نااطمینانی سیاستهای اقتصادی در چرخههای تجاری بر متغیرهای کلان اقتصادی بوده است. در این مطالعه از یک رویکرد تعادل عمومی پویای تصادفی و اطلاعات آماره بازه زمانی 1401-1368 استفاده شده است. در این مطالعه بر اساس تجزیه دوران رونق و رکود شوک وارد شده از ناحیه مؤلفه نااطمینانی سیاست اقتصادی در این دوران بر متغیرهای کلان اقتصادی بررسی شد. نتایج بدست آمده بیانگر این موضوع بوده است که در دوران رونق اثرات شوک نااطمینانی سیاست اقتصادی بر متغیرهایی مانند تولید، سرمایهگذاری، مصرف کمتر از دوران رکود بوده است و در دوران رکود اثر منفی این شوک بر متغیرهای ذکر شده شدیدتر بوده است. علاوه بر این اثر شوک نااطمینانی سیاست اقتصادی بر متغیرهای نرخ تورم، نرخ بهره و نرخ ارز نیز در دوران رونق و رکود اقتصادی مثبت بوده و منجر به افزایش در این متغیرهای اسمی شده است
اقتصاد کلان
مریم حیدریان؛ آمنه شهیدی
چکیده
مطالعه حاضر نقش میانجی و تعاملی حکمرانی در رابطه بدهی و رشد اقتصادی را در منتخبی از کشورهای جهان مورد ارزیابی قرار میدهد. برای این منظور، کشورهای منتخب در چهار گروه: 1- کشورهای با بدهی بالا و حکمرانی بالا؛ 2- کشورهای با بدهی پایین و حکمرانی بالا؛ 3- کشورهایی با بدهی پایین و حکمرانی پایین و 4- کشورهای با بدهی بالا و حکمرانی پایین دستهبندی ...
بیشتر
مطالعه حاضر نقش میانجی و تعاملی حکمرانی در رابطه بدهی و رشد اقتصادی را در منتخبی از کشورهای جهان مورد ارزیابی قرار میدهد. برای این منظور، کشورهای منتخب در چهار گروه: 1- کشورهای با بدهی بالا و حکمرانی بالا؛ 2- کشورهای با بدهی پایین و حکمرانی بالا؛ 3- کشورهایی با بدهی پایین و حکمرانی پایین و 4- کشورهای با بدهی بالا و حکمرانی پایین دستهبندی شده و مدلهای در نظر گرفته شده در قالب روش خودرگرسیون با وقفههای توزیعی پانلی، طی دوره زمانی 2023-2002 برآورد شده است. نتایج برآورد مدل مربوط به اثر بدهی (در کنار متغیرهایی همچون سرمایهگذاری، درجه بازی تجاری، نرخ مشارکت نیروی کار، نرخ تورم) بر رشد اقتصادی، حاکی از آن است که در کوتاهمدت در هر چهار گروه کشورها، بدهی باعث کاهش رشد اقتصادی شده است اما در بلندمدت، افزایش رشد اقتصادی صرفاً کشورهای دارای حکمرانی بالا را به همراه داشته است. همچنین زمانی که اثر حکمرانی خوب در کنار بدهیهای دولت به صورت تعاملی بر رشد اقتصادی مورد برازش قرار گرفته است، در تمامی گروه کشورها، اثر منفی بدهی را کاهش یا اثر مثبت بلندمدت آن را افزایش داده است. بر اساس یافتههای پژوهش میتوان استدلال کرد که حکمرانی متغیری اثرگذار بر رابطه بدهی و رشد است؛ به عبارت دیگر، بافت و ساختار حاکمیتی در کشورها میتواند در مدیریت مؤثر بدهیهای دولت و رشد بیشتر سرمایهگذاری مولد و در نهایت رشد اقتصادی، نقش مهمی را ایفا نماید.
اقتصاد کلان
مصطفی اسکندری؛ عباس معمار نژاد؛ سید شمس الدین حسینی
چکیده
سیاستهای پولی، مجموعه تصمیمات و اقدامات مقامات پولی کشور بـرای تأثیرگذاری بر سطح فعالیتهای اقتصادی است. هدف از پژوهش حاضر تحلیل اثر شوکهای اقتصادی و سیاست پولی بهینه بر رفاه در اقتصاد ایران با الگوی تعادل عمومی تصادفی پویا (DSGE) است. روش انجام تحقیق بهصورت تحلیلی – توصیفی و کاربردی است. نحوه اجرا با استفاده از دیتاهایی که از ...
بیشتر
سیاستهای پولی، مجموعه تصمیمات و اقدامات مقامات پولی کشور بـرای تأثیرگذاری بر سطح فعالیتهای اقتصادی است. هدف از پژوهش حاضر تحلیل اثر شوکهای اقتصادی و سیاست پولی بهینه بر رفاه در اقتصاد ایران با الگوی تعادل عمومی تصادفی پویا (DSGE) است. روش انجام تحقیق بهصورت تحلیلی – توصیفی و کاربردی است. نحوه اجرا با استفاده از دیتاهایی که از مرکز آمار ایران و بانک مرکزی گرفته شده مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که این نوع سیاستهای پولی بهینه تأثیر مستقیمی بر کل اقتصاد و رفاه داشتهاند. نتایج نشان داد بانک مرکزی با وضع سیاستهای پولی بهینه تأثیر معناداری بر میزان رشد اقتصادی ایجاد کرده است؛ در طی این دوره (1401-1390)، رشد اقتصادی بهصورت 5/0% و 5/1% و 2% بهبود پیدا کرده است؛ بنابراین میتوان بیان کرد که با اتخاذ سیاستهای پولی بهینه، تولید کل افزایش، بهتبع آن میزان اشتغالزایی همافزایش مییابد. نرخ دستمزدها همافزایشی بوده است؛ بنابراین رشد اقتصادی بهبود پیدا میکند. با تحلیل شوکهای اقتصادی میتوان بیان کرد که در اثر این نوع شوکها کل اقتصاد درگیر میشود؛ بنابراین سیاستهای پولی بایستی بهگونهای اتخاذ شوند تا تأثیر منفی بر اقتصاد نداشته باشند. همانطور که در شوکهای اقتصادی بیان شد، شوک ناشی از افزایش نرخ ارز باعث افزایش میزان تورم میشود و سایر متغیرهای اقتصادی را تحت تأثیر قرار میدهد. شوک ناشی از افزایش میزان تولید نفت و همچنین افزایش داراییهای خارجی باعث رشد اقتصادی میشوند.
اقتصاد کلان
ربابه خیل کردی؛ سید نظام الدین مکیان؛ حبیب انصاری سامانی
چکیده
تلاطمات ارزی بهدلیل اثرات نامطلوب آن بر عملکرد اقتصادی و بهطور خاص ثبات اقتصادی بسیار حائز اهمیت است. در این راستا مطالعه حاضر به بررسی رفتار مهمترین متغیرهای کلان اقتصادی بر تلاطمات نرخ ارز در اقتصاد ایران بر اساس دادههای فصلی 1401-1376 پرداخته است. بدینمنظور ابتدا جهت شناسایی مهمترین متغیرهای اثرگذار بر تلاطمات نرخ ارز از ...
بیشتر
تلاطمات ارزی بهدلیل اثرات نامطلوب آن بر عملکرد اقتصادی و بهطور خاص ثبات اقتصادی بسیار حائز اهمیت است. در این راستا مطالعه حاضر به بررسی رفتار مهمترین متغیرهای کلان اقتصادی بر تلاطمات نرخ ارز در اقتصاد ایران بر اساس دادههای فصلی 1401-1376 پرداخته است. بدینمنظور ابتدا جهت شناسایی مهمترین متغیرهای اثرگذار بر تلاطمات نرخ ارز از الگوی رویکرد میانگینگیری مدل پویا با ضرایب متغیر در زمان (TVP-DMA) استفاده شده و در گام بعد جهت بررسی اثرات متغیرهای شناسایی شده بر رفتار تلاطمات ارزی از الگوی خود توضیح برداری عامل افزوده شده با پارامترهای متغیر زمانی (TVP-FAVAR) استفاده شده است. نتایج حاصله بیانگر آن است که متغیرهای وقفه تلاطم نرخ ارز، کسری بودجه، نرخ تورم و تحریمهای اقتصادی مهمترین متغیرهای اثرگذار بر رفتار نرخ ارز در اقتصاد ایران طی دوره مورد بررسی بودهاند. در عین حال، نوع و شدت اثرگذاری تکانههای هر یک از متغیرهای اقتصادی در بروز تلاطمات ارزی در گذر زمان متفاوت بوده است که این امر ضرورت بهکارگیری رویکردهای برخوردار از ماهیت پویا را در امر مدلسازی هرچه دقیقتر نوسانات نرخ ارز و بهدنبال آن پیشبینی دقیقتر دامنه نوسانات نرخ ارز در دورههای آتی مورد تأکید قرار میدهد.
اقتصاد کلان
عباس معمارزاده
چکیده
در این مطالعه با بررسی واکنش نامتقارن ارزش افزوده کل اقتصاد و زیر بخشهای اقتصادی به تغییرات مثبت و منفی رانت نفتخام، دیدگاه جدیدی در ارتباط با فرضیه پدیده نفرین نفتخام در اقتصاد ایران ارائه شد. با استفاده از دادههای سالانه 1367 تا 1401 و بهرهگیری از یک مدل خودتوضیح با وقفههای توزیعی غیرخطی، نتایج نشان داد که ارزش افزوده کل اقتصاد ...
بیشتر
در این مطالعه با بررسی واکنش نامتقارن ارزش افزوده کل اقتصاد و زیر بخشهای اقتصادی به تغییرات مثبت و منفی رانت نفتخام، دیدگاه جدیدی در ارتباط با فرضیه پدیده نفرین نفتخام در اقتصاد ایران ارائه شد. با استفاده از دادههای سالانه 1367 تا 1401 و بهرهگیری از یک مدل خودتوضیح با وقفههای توزیعی غیرخطی، نتایج نشان داد که ارزش افزوده کل اقتصاد واکنش نامتقارنی به تغییرات مثبت و منفی رانت نفتخام صرفاً در بلندمدت نشان میدهد. اگرچه این عدم تقارن در برخی از زیر بخشها نیز تأیید شد، اما ماهیت واکنش زیر بخشهای اقتصادی به تغییرات رانت نفت به طور قابل توجهی متفاوت است. نتایج مطالعه نشان از تأیید فرضیه نفرین منابع از کانال مکانیسم بیماری هلندی در بخش صنایع و تولید اقتصاد ایران دارد. بنابراین حتی اگر تنوع بخشی در اقتصاد به عنوان یک برنامه سیاستی کلیدی برای کاهش سطح وابستگی به رانت نفتخام در اقتصاد ایران باقی بماند، سیاستگذاران باید تأثیر زیانبار کاهش رانت نفتخام را بر رشد برخی از بخشهای اقتصادی در نظر بگیرند. بنابراین، اثربخشی هر سیاست متنوعسازی عمدتاً به این وابسته است که آیا سیاستگذاران درک کاملی از واکنش ناهمگون بخشهای اقتصادی به تکانههای رانت نفتخام دارند یا خیر.
اقتصاد کلان
مجید کریمی ریزی؛ سید محمد هادی سبحانیان؛ محمد قزلباش
چکیده
طی دهه اخیر استفاده از اوراق مالی اسلامی به شکل انتشار اوراق جدید، تبدیل بدهیهای غیراوراقی دولت به اوراق مالی، تهاتر بین بدهیهای اوراقی دولت از طرف بخش غیربانکی به شبکه بانکی و از شبکه بانکی به بانک مرکزی افزایش یافته است. بر این اساس، پژوهش حاضر در پی تحلیل پیامدهای اقتصاد کلانی تامین مالی دولت جمهوری اسلامی ایران از دو طریق رویکرد ...
بیشتر
طی دهه اخیر استفاده از اوراق مالی اسلامی به شکل انتشار اوراق جدید، تبدیل بدهیهای غیراوراقی دولت به اوراق مالی، تهاتر بین بدهیهای اوراقی دولت از طرف بخش غیربانکی به شبکه بانکی و از شبکه بانکی به بانک مرکزی افزایش یافته است. بر این اساس، پژوهش حاضر در پی تحلیل پیامدهای اقتصاد کلانی تامین مالی دولت جمهوری اسلامی ایران از دو طریق رویکرد سنتی (غیراوراقی) و انتشار اوراق بهادار اسلامی از طریق الگوی تعادل عمومی پویای تصادفی DSGE بر متغیرهای اصلی اقتصادی از جمله تورم، سرمایهگذاری، اشتغال و رشد اقتصادی است. بدین منظور سعی شده است تا بر اساس مطالعات تجربی گذشته و دادههای فصلی اقتصاد ایران طی دوره زمانی (1: 1369-4: 1400) شبیهسازی انجام شده و توابع واکنش آنی متغیرهای اقتصاد کلان به شوکهای بدهیهای متعارف و اوراق مالی دولت به بانک مرکزی، شبکه بانکی و بخش غیربانکی بررسی شود. نتایج بهدست آمده نشان میدهد؛ تامین مالی دولت با استفاده از بدهیهای اوراقی به طور کلی سبب رشد سرمایهگذاری، جلوگیری از افزایش تورم نسبت به روش تامین مالی از طریق بدهیهای غیراوراقی و ایجاد رشد اقتصادی خواهد شد. همچنین اثرات این امر بر اشتغال در بدهیهای اوراقی دولت به شبکه بانکی و به بانک مرکزی مثبت و در بدهیهای اوراقی دولت به بخش غیربانکی منفی ارزیابی میشود.
اقتصاد کلان
صالح طاهری بازخانه
چکیده
اثرگذاری نااطمینانی تورم بر بخش حقیقی یکی از مباحث اقتصاد پولی است که با داشتن بنیانهای نظری در سطح اقتصاد خرد منتج به آثاری مهم در سطح کلان میشود. با وجود این، نحوه اثرگذاری نااطمینانی تورم بر تولید در حوزه مطالعات نظری و تجربی اجماع ندارد. از سوی دیگر، با در نظر گرفتن شرایط کشورهای برخوردار از رانت منابع طبیعی، ممکن است این رابطه ...
بیشتر
اثرگذاری نااطمینانی تورم بر بخش حقیقی یکی از مباحث اقتصاد پولی است که با داشتن بنیانهای نظری در سطح اقتصاد خرد منتج به آثاری مهم در سطح کلان میشود. با وجود این، نحوه اثرگذاری نااطمینانی تورم بر تولید در حوزه مطالعات نظری و تجربی اجماع ندارد. از سوی دیگر، با در نظر گرفتن شرایط کشورهای برخوردار از رانت منابع طبیعی، ممکن است این رابطه به چالش کشیده شود. از اینرو، پژوهش حاضر با انتخاب اقتصاد ایران به عنوان گستره مکانی به علت تجربه نوسانات گسترده تورم از یک سو و رسوخ درآمدهای نفتی به شئونات مختلف اقتصاد میکوشد بینش جدیدی در این زمینه ارائه نماید. برای این منظور، از دادههای فصلی 1400:04 – 1368:03 و تبدیل موجک پیوسته استفاده شد تا ارتباط میان نااطمینانی تورم و تولید به تفکیک گروههای مختلف بررسی شود. نتایج نشان داد در افق کوتاهمدت تولید ناخالص داخلی و اجزای آن ارتباط متنوعی از حیث شدت، جهت و جریان علّیت با نااطمینانی تورم تجربه کردهاند. در میانمدت و بلندمدت، تولید ناخالص داخلی به تأسی از درآمدهای نفتی به طور معکوسی بر نااطمینانی تورم اثر میگذارد. بر این اساس،میتوان گفت دستیابی به یکی از اهداف مهم سیاست پولی وابسته به بخش حقیقی و مشخصاً رانت نفت است. این مسئله ریشه در غلظت بالای نفت در اقتصاد ایران و تأثیرگذاری مستقیم و غیرمستقیم آن بر نقدینگی دارد که عدم استقلال بانک مرکزی را بازتاب میدهد.
اقتصاد کلان
علی رضازاده؛ علی مریدیان؛ فاطمه هواس بیگی
چکیده
یکی از مهمترین درسهای بحران مالی جهانی در سال 2008، اهمیت حفظ ثبات مالی و مهار ریسک سیستماتیک بود. در همین حال، اکثر اقتصادهای در حال توسعه در سراسر جهان به دنبال افزایش فراگیربودن سیستمهای مالی خود هستند. شمول مالی برای رشد فراگیر حیاتی است و راهحلهای سیاستی را برای از بین بردن موانعی که افراد را از بازارهای مالی محروم میکند، ...
بیشتر
یکی از مهمترین درسهای بحران مالی جهانی در سال 2008، اهمیت حفظ ثبات مالی و مهار ریسک سیستماتیک بود. در همین حال، اکثر اقتصادهای در حال توسعه در سراسر جهان به دنبال افزایش فراگیربودن سیستمهای مالی خود هستند. شمول مالی برای رشد فراگیر حیاتی است و راهحلهای سیاستی را برای از بین بردن موانعی که افراد را از بازارهای مالی محروم میکند، ارائه میدهد. در این راستا، هدف اصلی این مطالعه، بررسی تأثیر شمول مالی و اندازه اقتصاد سایه بر رشد اقتصادی کشورهای منطقه منا طی دوره 2018-2008 میباشد. نتایج حاصل از برآورد مدل پانل فضایی نشان میدهد که شمول مالی تأثیر مثبت و معنیدار بر رشد اقتصادی دارد. به این معنی که شمول مالی ابزاری مؤثر در تقویت رشد سریع اقتصادی است. رابطه مثبت بین شمول مالی و رشد اقتصادی نشان میدهد که افزایش نفوذ بانکی، در دسترس بودن مراکز بانکی و نفوذ جغرافیایی میتواند رشد اقتصادی را در بلندمدت تقویت کند. همچنین در اقتصادهای مورد مطالعه، اندازه اقتصاد سایه تأثیر منفی بر رشد اقتصادی دارد و این امر نشان میدهد که اقتصاد سایه مانعی برای توسعه اقتصادی است.
اقتصاد کلان
حمزه کریمی فیروزجائی؛ سعید کریمی پتانلار؛ احمد جعفری صمیمی
چکیده
مطالعه و الگوسازی اثرات تکانههای نفتی بر مؤلفههای اقتصادی در کشورها از اهمیت بالایی برخوردار است. با توجه به اهمیت تکانههای نفتی در اقتصاد ایران، در این تحقیق تلاش شده است اثرات تکانههای درآمد نفتی بر اجزای مخارج و درآمد بودجه عمومی دولت مورد بررسی قرار گیرد. در این راستا، به منظور در نظر گرفتن ناپایداری ساختاری در پارامترها ...
بیشتر
مطالعه و الگوسازی اثرات تکانههای نفتی بر مؤلفههای اقتصادی در کشورها از اهمیت بالایی برخوردار است. با توجه به اهمیت تکانههای نفتی در اقتصاد ایران، در این تحقیق تلاش شده است اثرات تکانههای درآمد نفتی بر اجزای مخارج و درآمد بودجه عمومی دولت مورد بررسی قرار گیرد. در این راستا، به منظور در نظر گرفتن ناپایداری ساختاری در پارامترها از الگوهای خودرگرسیون برداری پارامتر متغیر زمان استفاده میشود. الگوی مورد استفاده اجازه میدهد تا ضرایب در طول زمان متغیر باشند. در این تحقیق از دادههای فصلی دوره زمانی 01/1369- 04/1397 استفاده شده است. نتایج برآورد الگوهای تحقیق حاکی از تأثیرات کوتاهمدت و مثبت تکانههای نفتی بر مخارج جاری و مخارج عمرانی است. تأثیر تکانههای درآمدهای نفتی بر مخارج عمرانی نسبت به مخارج جاری شدت بیشتر ولی ماندگاری کمتری داشته است. نتایج برآورد الگوی تحقیق نشان دهنده تأثیر منفی تکانههای نفتی بر درآمدهای مالیاتی و تأثیر مثبت بر سایر درآمدهای دولت است. نتایج توابع عکسالعمل نیز نشان میدهد که اثرات مذکور ماندگاری کمی داشته و در دورههای بعدی معکوس شده و به سرعت از بین میروند. همچنین نتایج برآورد الگوها نشان میدهد که تأثیر تکانههای نفتی بر تورم در طول زمان متغیر بوده و بعد از تکانه درآمدی سال 1384 از منفی به مثبت تغییر یافته است.
اقتصاد کلان
امیرعلی فرهنگ؛ علی یونسی؛ وحید نیک پی پسیان؛ آمنه لطفی
چکیده
یکی از مهمترین موضوعات مورد بحث در کشورها، بهویژه در کشورهای درحال توسعه رشد اقتصادی است. یکی از عوامل موثر در افزایش نرخ رشد اقتصادی، کارآفرینی میتواند باشد. زیرا کارآفرینان با توجه به خصوصیات ممتاز و برجسته خود قادرند منابع لازم برای ایجاد رشد و توسعه تولید و منابع انسانی فراهم کرده، اشتغال و کسب و کار جدید ایجاد کرده و با نوآوری ...
بیشتر
یکی از مهمترین موضوعات مورد بحث در کشورها، بهویژه در کشورهای درحال توسعه رشد اقتصادی است. یکی از عوامل موثر در افزایش نرخ رشد اقتصادی، کارآفرینی میتواند باشد. زیرا کارآفرینان با توجه به خصوصیات ممتاز و برجسته خود قادرند منابع لازم برای ایجاد رشد و توسعه تولید و منابع انسانی فراهم کرده، اشتغال و کسب و کار جدید ایجاد کرده و با نوآوری صنعتی، دامنه محصولات و خدمات را توسعه دهند. لذا، در شرایط کنونی ضرورت پرداختن به مقوله کارآفرینی و اثرات آن بر بهبود عملکرد متغیرهای کلان اقتصادی علی الخصوص در استانهای کمتر توسعهیافته بیش از پیش احساس میگردد. از اینرو، هدف پژوهش حاضر، تحلیل فضایی اثرات سرریز شاخص کارآفرینی بر رشد اقتصادی در استان-های ایران طی بازه زمانی 1392-1399 است. نتایج حاصل از این بررسی در چارچوب دادههای ترکیبی فضایی و بر اساس تخمین زن دوربین فضایی نشان داد که لگاریتم شاخص کارآفرینی و اثرات مجاورت آن، تاثیری مثبت بر رشد اقتصادی در استانهای ایران دارد. از سایر نتایج تحقیق، متغیرهای لگاریتم سرمایه انسانی و لگاریتم جریان ورودی سرمایهگذاری مستقیم خارجی تاثیری مثبت و معنیدار بر رشد اقتصادی استانهای فوق دارند در حالیکه، متغیر نرخ بیکاری تاثیری منفی بر رشد اقتصادی استانها دارد. بر اساس نتایج تحقیق، افزایش اختیارات استانی و منطقهای با توجه به مزیتهای نسبی منطقهای، بهبود زیرساختهای اقتصادی در استانهای محروم و کمتر توسعهیافته جهت سرریز هرچه بیشتر کارآفرینان به آن مناطق توصیه میشود.
اقتصاد کلان
محمدقاسم رضایی؛ مجید مداح؛ یگانه موسوی جهرمی
چکیده
مالیاتها به عنوان یک ابزار سیاستگذاری جهت تثبیت اقتصادی مطرح هستند و بر این اساس مالیاتهای محلی میتوانند عملکرد اقتصادی استانها را تحت تأثیر قرار دهند. مالیات محلی، مالیاتی است که مقامات محلی نرخ یا پایه آن را مشخص میسازند و نقش آن تأمین اعتبار خدماتی است که مزایای جمعی آنها توسط ساکنان محلی بهرهبرداری میشود. افزایش ...
بیشتر
مالیاتها به عنوان یک ابزار سیاستگذاری جهت تثبیت اقتصادی مطرح هستند و بر این اساس مالیاتهای محلی میتوانند عملکرد اقتصادی استانها را تحت تأثیر قرار دهند. مالیات محلی، مالیاتی است که مقامات محلی نرخ یا پایه آن را مشخص میسازند و نقش آن تأمین اعتبار خدماتی است که مزایای جمعی آنها توسط ساکنان محلی بهرهبرداری میشود. افزایش رقابت بین مناطق، رشد اقتصادی بالاتر، کاهش اندازه اقتصاد سایه و در نهایت، بهبود رفتار مالیاتی مؤدیان از عمدهترین دلایل تأثیر مالیاتهای محلی بر رشد اقتصادی منطقهای میباشند. به همین دلیل، اثـر پایههای مالیاتی مالیات بر شرکتها، مالیات بر درآمد، مالیات بر دارایی و مالیات بر مصرف بر رشد اقتصادی استانهای کشور (با ثابت ماندن کل درآمدهای مالیاتی) با استفاده از دادههای فصلی 1 :1384 تا 4 :1394 در چارچوب مدلهای تصحیح خطا (ECM) و استفاده از روش میانگین گروهی تلفیقی (PMG) مورد بررسی و تحلیل تجربی قرار گرفته است. نتایج حاصل از تخمین مدل نشان میدهد که مالیات بر شرکتها و مالیات بر درآمد منجر به کاهش رشد اقتصادی بلندمدت منطقهای و مالیات بر دارایی و مالیات بر مصرف منجر به افزایش رشد اقتصادی بلندمدت منطقهای میشوند. همچنین انتقال درآمد– خنثی از مالیات بر شرکتها و مالیات بر درآمد به هر کدام از مالیات بر دارایـی و مالیـات بر مصـرف، باعث افزایش رشد اقتصادی بلندمدت منطقهای خواهند شد. نتایج این مطالعه میتواند راهنمای مفیدی برای سیاستگذاران اقتصادی و مالیاتی به منظور طراحی و استقرار نظام مالیاتستانی محلی بهینه (با پایههای مالیات بر دارایی و مصرف) با هدف افزایش رشد اقتصادی استانی باشد.
اقتصاد کلان
لیلا غلامی حیدریانی؛ رضا رنج پور؛ فیروز فلاحی
چکیده
در این مقاله روابط پویای بین چرخههای سهام و چرخههای تجاری در ایران با استفاده از رویکرد شاخص سرریز دیبولد و ایلماز (2012: 59) مورد بررسی قرار میگیرد. واکنشهای پویا بین چرخههای سهام و تجاری به وسیله روش تخمین پنجره چرخش و نقشههای سرریز مورد بررسی قرار گرفته است. از دادههای تولید ناخالص داخلی به عنوان چرخه تجاری و از شاخص قیمت ...
بیشتر
در این مقاله روابط پویای بین چرخههای سهام و چرخههای تجاری در ایران با استفاده از رویکرد شاخص سرریز دیبولد و ایلماز (2012: 59) مورد بررسی قرار میگیرد. واکنشهای پویا بین چرخههای سهام و تجاری به وسیله روش تخمین پنجره چرخش و نقشههای سرریز مورد بررسی قرار گرفته است. از دادههای تولید ناخالص داخلی به عنوان چرخه تجاری و از شاخص قیمت سهام کل، سهام صنعت و سهام مالی به عنوان شاخص در چرخههای سهام استفاده شده است که در آن دادهها به صورت فصلی و در طی سالهای 1396-1377 میباشند. در این تحقیق بررسی رابطه بین چرخههای سهام و چرخههای تجاری همراه با متغیرهای نقدینگی، درآمدهای نفتی و نرخ ارز بررسی شده است. نتایج تحقیق نشان میدهد که اثرات سرریز کل در طول دورههای رکود اقتصادی افزایش مییابد و همچنین چرخه تجاری، درآمدهای نفتی و نقدینگی تأثیر گذارترین بازار بر دیگر بازارها است و چرخه سهام مالی، سهام صنعت و سهام کل و نقدینگی تأثیرپذیرترین بازار از دیگر بازارها میباشد.
اقتصاد کلان
محمد مهدی زارع شحنه؛ زهرا نصراللهی؛ حجت پارسا
چکیده
نیروی انسانی یکی از ارکان و عناصر اصلی رشد و توسعه هر کشوری به شمار میآید. در این جهت زنان به عنوان نیمی از جمعیت جامعه، نقشی تعیینکننده در پیشبرد اهداف رشد و توسعه دارند. بنابراین اولاً میبایست در برنامهریزیها و سیاستگذاریها این بخش از جامعه را مورد توجه قرار داد. ثانیاً سیاستگذاریهای مختلف میتواند تأثیرات متفاوتی ...
بیشتر
نیروی انسانی یکی از ارکان و عناصر اصلی رشد و توسعه هر کشوری به شمار میآید. در این جهت زنان به عنوان نیمی از جمعیت جامعه، نقشی تعیینکننده در پیشبرد اهداف رشد و توسعه دارند. بنابراین اولاً میبایست در برنامهریزیها و سیاستگذاریها این بخش از جامعه را مورد توجه قرار داد. ثانیاً سیاستگذاریهای مختلف میتواند تأثیرات متفاوتی بر کمّیت و کیفیت عملکرد آنان به جای بگذارد. یکی از جنبههای مرتبط با این بحث، نحوه اثرگذاری سیاستهای کلان اقتصادی بر میزان مشارکت زنان در بازار کار و شکاف جنسیتی در اشتغال است. لذا این مقاله، در چارچوب یک الگوی تعادل عمومی پویای تصادفی نیوکینزی، به بررسی تأثیر شوکهای پولی، مالی و نفتی بر متغیرهای کلان اقتصادی از جمله تولید، اشتغال زنان و مردان، اشتغال کل و نابرابری جنسیتی در بازار کار ایران میپردازد. نتایج نشان میدهد که تمامی شوکها (شوک پولی، مالی و نفتی)، موجب افزایش تولید، اشتغال زنان و مردان، و اشتغال کل میشوند. این شوکها، اشتغال مردان را بیش از اشتغال زنان افزایش میدهند، در نتیجه، نابرابری جنسیتی در بازار کار افزایش مییابد.