تقاضای گردشگری
علی رضوانی تبار؛ محمد احمدی؛ ,عطاءالله هرندی
چکیده
این پژوهش با هدف شناسایی حوزههای تصمیمگیری مدیران هتل و تبیین ساختار روابط علّی حاکم بر توسعه کسبوکار در صنعت هتلداری با رویکرد پویاییشناسی سیستمها انجام شده است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث رویکرد، کیفی و اکتشافی است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با خبرگان صنعت هتلداری شامل مالکان، مدیران ارشد، مدیران ...
بیشتر
این پژوهش با هدف شناسایی حوزههای تصمیمگیری مدیران هتل و تبیین ساختار روابط علّی حاکم بر توسعه کسبوکار در صنعت هتلداری با رویکرد پویاییشناسی سیستمها انجام شده است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث رویکرد، کیفی و اکتشافی است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با خبرگان صنعت هتلداری شامل مالکان، مدیران ارشد، مدیران بازاریابی و فروش، مشاوران و اعضای هیئتعلمی گردآوری شد. تحلیل دادهها با بهرهگیری از روش تحلیل مضمون انجام و سپس مضامین استخراجشده در قالب نمودار علّی–حلقهای بر اساس اصول پویاییشناسی سیستمها یکپارچهسازی شدند. یافتهها نشان داد توسعه کسبوکار هتل نتیجه تعامل پویا میان پنج حوزه اصلی تصمیمگیری شامل مدیریت تجربه مهمان، مدیریت ارتباط با مشتری و وفادارسازی، بازاریابی و توسعه بازار، مدیریت منابع انسانی و مدیریت درآمد و بهرهوری است. همچنین، ساختار سیستم متشکل از حلقههای بازخوردی تقویتکننده و تعدیلکنندهای است که بهطور همزمان محرک رشد و محدودکننده توسعه کسبوکار بوده و پایداری عملکرد هتل را تحت تأثیر قرار میدهند. نتایج همچنین مرز میان متغیرهای قابلکنترل مدیران و عوامل محیطی خارج از حوزه تصمیمگیری را تبیین کرده و اهرمهای مدیریتی مؤثر بر توسعه کسبوکار را مشخص میسازد. نوآوری این پژوهش در ارائه چارچوبی سیستمی برای تبیین توسعه کسبوکار هتل بر پایه تعاملات بازخوردی میان حوزههای مدیریتی است؛ چارچوبی که میتواند مبنایی برای توسعه مدلهای کمی پویاییشناسی سیستمها، شبیهسازی سیاستهای مدیریتی و طراحی راهبردهای توسعه پایدار در صنعت هتلداری قرار گیرد.
اقتصاد کلان
میلاد حاجی بلند؛ زهرا کریمی تکانلو؛ سکینه سجودی؛ محمد مهدی برقی اسگویی
چکیده
بدهی عمومی در اقتصاد ایران به عنوان یکی از چالشهای محوری سیاستگذاری مالی تبدیل شده است. هدف این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر بدهی عمومی ایران با رویکرد رگرسیون بیزی و الگوریتمهای یادگیری ماشین است و ۲۷ متغیر توضیحی در قالب شش گروه بینالمللی، پولی، جمعیتشناختی، بخش عمومی، سیاسی و سایر متغیرها طی دوره زمانی ۱۳۵۸ تا ۱۴۰۲ وارد ...
بیشتر
بدهی عمومی در اقتصاد ایران به عنوان یکی از چالشهای محوری سیاستگذاری مالی تبدیل شده است. هدف این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر بدهی عمومی ایران با رویکرد رگرسیون بیزی و الگوریتمهای یادگیری ماشین است و ۲۷ متغیر توضیحی در قالب شش گروه بینالمللی، پولی، جمعیتشناختی، بخش عمومی، سیاسی و سایر متغیرها طی دوره زمانی ۱۳۵۸ تا ۱۴۰۲ وارد مدل شدهاند. روششناسی تحقیق مبتنی بر دو الگوریتم بیزی BACE و BAS استوار است و جهت ارزیابی استحکام نتایج، از الگوریتم جنگل تصادفی استفاده گردیده است. یافتههای BACE و BAS نشان میدهند که بدهی عمومی ایران پدیدهای چندعاملی بوده و هیچ متغیر منفردی بهتنهایی قادر به تبیین کامل آن نیست. بر اساس احتمال حضور پسین (PIP)، متغیرهای تعداد کل شاغلان، ارزش صادرات، درآمدهای نفتی، نرخ ارز آزاد، تراز حساب سرمایه، جمعیت کل از قویترین شواهد برخوردارند. در مقابل، متغیرهای سیاسی و نهادی نظیر شاخص دموکراسی، شاخص ادراک فساد و ضریب جینی، در حضور متغیرهای کلان اقتصادی دیگر، اثر مستقل و پایدار ضعیفتری نشان میدهند. نتایج جنگل تصادفی نیز این یافتهها را تأیید میکند و نشان میدهد اشتغال، درآمدهای نفتی، ارزش صادرات و نرخ ارز آزاد بیشترین سهم را در پیشبینی بدهی عمومی ایران دارند. بدهی عمومی در ایران بیشتر تحت تأثیر تعاملات پیچیده بخش خارجی، بازار کار، درآمدهای نفتی، شرایط پولی و فشارهای جمعیتی شکل میگیرد و بر این اساس، سیاستگذاران در طراحی راهبردهای مدیریت بدهی عمومی، بایستی راهبردهای چندبعدی و مدیریت توامان چند وجهی تعاملات متغیرها را نظر بگیرند.