آلودگی هوا
فاطمه مهرابی؛ سمیه اعظمی
چکیده
در دنیای امروز، رفاه نتیجه فرآیند رشد اقتصادی است، اما این رشد همزمان با افزایش آلایندهها، بحرانهای زیستمحیطی را به چالشی جدی برای دولتها تبدیل کرده است. ازاینرو، ایجاد تعادل میان رشد و توسعه اقتصادی و حفظ کیفیت محیطزیست به یکی از اولویتهای اساسی سیاستگذاران تبدیل شده است. این پژوهش با استفاده از مدل تعادل عمومی پویای ...
بیشتر
در دنیای امروز، رفاه نتیجه فرآیند رشد اقتصادی است، اما این رشد همزمان با افزایش آلایندهها، بحرانهای زیستمحیطی را به چالشی جدی برای دولتها تبدیل کرده است. ازاینرو، ایجاد تعادل میان رشد و توسعه اقتصادی و حفظ کیفیت محیطزیست به یکی از اولویتهای اساسی سیاستگذاران تبدیل شده است. این پژوهش با استفاده از مدل تعادل عمومی پویای تصادفی زیستمحیطی و بهکارگیری رشد حجم پول بهعنوان متغیر سیاست پولی، مخارج دولت بهعنوان متغیر سیاست مالی و مالیات کربن بهعنوان متغیر سیاستی در زمینه محیط زیست، با هدف بررسی و تحلیل آثار رفاهی سیاستهای کلان اقتصادی و زیستمحیطی ، یک قاعده جدید برای سیاستهای مالی، پولی و زیست محیطی ارائه میدهد و به تحلیل تعاملات میان سیاستهای مالی و پولی و سیاستهای زیستمحیطی در اقتصاد ایران می پردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که در شرایط رونق اقتصادی و وجود شوکهای بهرهوری کل مثبت، سیاست مالیتنها سیاستی است که میتواند سطوح انتشار را کاهش داده و به طور همزمان رفاه خانوار را بهبود بخشد
اقتصاد کلان
معصومه شفیعیان؛ ابوالفضل شاهآبادی
چکیده
صلح و نبود درگیری به ندرت توسط یک عامل واحد ایجاد میشود، در عوض، آنها اغلب نتیجه عوامل متعدد، متقابل و ترکیبی هستند. در این پژوهش اثر انواع نابرابری مشتمل بر نابرابری آموزشی، نابرابری بهداشتی، نابرابری ثروت، نابرابری جنسیتی، نابرابری فردی و نابرابری قانونی بر شاخص صلح ملی با استفاده از روش اقتصادسنجی گشتاور تعمیمیافته سیستمی ...
بیشتر
صلح و نبود درگیری به ندرت توسط یک عامل واحد ایجاد میشود، در عوض، آنها اغلب نتیجه عوامل متعدد، متقابل و ترکیبی هستند. در این پژوهش اثر انواع نابرابری مشتمل بر نابرابری آموزشی، نابرابری بهداشتی، نابرابری ثروت، نابرابری جنسیتی، نابرابری فردی و نابرابری قانونی بر شاخص صلح ملی با استفاده از روش اقتصادسنجی گشتاور تعمیمیافته سیستمی بررسی شده است. جامعه آماری دربرگیرنده کشورهای OECD و OIC در بازه زمانی 2009-2021 است. برآوردها برای دادههای سالیانه و دادههای میانگینگیریشده 5 ساله انجام شد. یافتههای پژوهش نشان میدهد معنیداری، مقدار و علامت ضرایب تخمینی هر یک از ابعاد نابرابری در گروهبندی کشورهای منتخب متفاوت است و اثر کوتاهمدت و بلندمدت بعضی متغیرها بر صلح ملی تفاوت نشان میدهد. یافتههای پژوهش در هردو گروه رابطه مثبت نابرابری بهداشتی و صلح، و بیمعنی بودن ضریب نابرابری قانونی و صلح در کوتاهمدت را نشان میدهد؛ در کشورهای OIC بیانگر رابطه منفی نابرابری فردی، آموزشی و جنسیتی با صلح، و در کشورهای OECD نشاندهنده رابطه منفی نابرابری ثروت و صلح است. نتایج برآورد براساس دادههای میانگین نیز نشان میدهد در کشورهای OIC، در بلندمدت کاهش نابرابری بهداشتی باعث افزایش صلح ملی میشود. همچنین در هر دو گروه کشورهای مورد مطالعه، اثرگذاری کوتاهمدت نابرابری ثروت با اثر بلندمدت آن تفاوتی ندارد. علاوه بر این در کشورهای OIC اثر کوتاهمدت نابرابری فردی، آموزشی و جنسیتی با اثر بلندمدت آن متفاوت نیست و کاهش نابرابری فردی، آموزشی و جنسیتی همواره باعث افزایش صلح میشود.
صنعت
پرویز محمدزاده؛ ابراهیم جاویدی؛ محمدباقر بهشتی
چکیده
هدف اصلی این تحقیق، طراحی یک چارچوب سیاستگذاری برای شناسایی علل بنیادین پدیده عدم شکلگیری سازمانهای اقتصادی بزرگ در سطح بینالمللی در ایران با تأکید بر ساختار نهادی تولید است. پژوهش حاضر از نظر ماهیت کیفی بوده و با استفاده از نظریه داده بنیاد با رویکرد اشتراوس و کوربین انجام شده است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته ...
بیشتر
هدف اصلی این تحقیق، طراحی یک چارچوب سیاستگذاری برای شناسایی علل بنیادین پدیده عدم شکلگیری سازمانهای اقتصادی بزرگ در سطح بینالمللی در ایران با تأکید بر ساختار نهادی تولید است. پژوهش حاضر از نظر ماهیت کیفی بوده و با استفاده از نظریه داده بنیاد با رویکرد اشتراوس و کوربین انجام شده است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با خبرگان و تحلیل گزارشهای مکتوب در سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ جمعآوری شده است. فرآیند تجزیه و تحلیل اطلاعات شامل سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی در نهایت منجر به استخراج ۲۵ کد محوری از ۵۹۹ کد اولیه شد. پایایی و اعتبار نتایج از طریق شاخص پایایی باز-آزمون ارزیابی و تأیید شده است.نتایج تحقیق منجر به ترسیم مدل پارادایمی شده است. پدیده محوری در این مطالعه شکل نگرفتن سازمانهای اقتصادی بزرگ در سطح بینالمللی است. عوامل ریشهای این پدیده محوری شامل ضعف ظرفیت های نهادی توسعه، بیثباتی اقتصاد کلان و سیاستی، مداخلات نامناسب دولت در اقتصاد و تحریم هستند که در بستری از اقتصاد نفتی، فرهنگ ضد تولید و ضعف سرمایه اجتماعی شکل می گیرند. چالشهایی مانند مشکلات مدیریتی، محدودیت منابع و زیرساختها، شدت رانت و فرار سرمایه اجرای راهبردها را دشوار میسازند. راهبردهایی مانند مشکلات نهادی و حقوقی، توسعه نیافتن ظرفیت بخش خصوصی و فعال نبودن دیپلماسی اقتصادی موجب اتخاذ پدبده محوری شده است. نتایج کوتاهمدت و بلندمدت ناشی از این ساختار شامل کوچکماندن مقیاس بنگاهها، تضعیف رقابتپذیری، تشدید وابستگی به دولت و استمرار رکود نوآوری است.
اقتصاد کلان
مجید آقایی؛ مهدیه رضاقلی زاده؛ سمیرا چاوشانی
چکیده
بازارهای سهام و مسکن بهعنوان دو بازار مهم دارایی در اقتصاد ایران، میتوانند تحت تأثیر متقابل یکدیگر و نیز متغیرهای کلان اقتصادی نظیر نرخ بهره، نرخ تورم و نرخ ارز قرار گیرند. بر همین اساس، پژوهش حاضر به بررسی پویایی سرریز بازدهی و نوسانات میان این دو بازار طی دوره 1385 تا 1400 با استفاده از دادههای ماهانه پرداخته است. در این راستا، ابتدا ...
بیشتر
بازارهای سهام و مسکن بهعنوان دو بازار مهم دارایی در اقتصاد ایران، میتوانند تحت تأثیر متقابل یکدیگر و نیز متغیرهای کلان اقتصادی نظیر نرخ بهره، نرخ تورم و نرخ ارز قرار گیرند. بر همین اساس، پژوهش حاضر به بررسی پویایی سرریز بازدهی و نوسانات میان این دو بازار طی دوره 1385 تا 1400 با استفاده از دادههای ماهانه پرداخته است. در این راستا، ابتدا سرریزهای کلی و فرکانسی با استفاده از شاخصهای دیبولد–ییلماز و بارونیک–کرهلیک استخراج شد و سپس اثر متغیرهای کلان اقتصادی بر سرریزهای بازدهی و نوسانات با استفاده از روش حداقل مربعات معمولی (OLS) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان میدهد که شدت سرریز بازدهی و نوسانات میان بازار سهام و بازار مسکن در ایران بهطور کلی محدود بوده و بخش عمده پویایی هر بازار ناشی از عوامل درونبازاری است. با این حال، تحلیل فرکانسی نشان میدهد که سرریز بازدهی در افق میانمدت و سرریز نوسانات در افق کوتاهمدت نسبت به سایر افقهای زمانی برجستهتر هستند. نتایج همچنین نشان میدهد که بازار مسکن در افق میانمدت بهصورت محدود نقش گیرنده خالص سرریز بازدهی را ایفا میکند، در حالی که بازار سهام در افق کوتاهمدت دریافتکننده خالص سرریز نوسانات است. یافتههای پژوهش بیانگر آن است که نرخ ارز و نرخ تورم در مقایسه با نرخ بهره، از قدرت توضیحدهندگی و معناداری آماری پایدارتری در تبیین سرریزهای بازدهی و نوسانات برخوردار هستند.
اقتصاد کلان
ژوان دقیق؛ مصطفی باغبانیان؛ عباس معمار نژاد
چکیده
این مطالعه به بررسی اثرات آستانهای شاخص توسعه انسانی و رشد اقتصادی پایدار بر رابطه میان توسعه مالی و درآمدهای نفتی در کشورهای نفتی در حال توسعه میپردازد. با توجه به نقش محوری درآمدهای نفتی در ساختار اقتصادی این کشورها و اهمیت توسعه مالی در تخصیص بهینه منابع، تحلیل غیرخطی این رابطه از اهمیت ویژهای برخوردار است. بدین منظور، دادههای ...
بیشتر
این مطالعه به بررسی اثرات آستانهای شاخص توسعه انسانی و رشد اقتصادی پایدار بر رابطه میان توسعه مالی و درآمدهای نفتی در کشورهای نفتی در حال توسعه میپردازد. با توجه به نقش محوری درآمدهای نفتی در ساختار اقتصادی این کشورها و اهمیت توسعه مالی در تخصیص بهینه منابع، تحلیل غیرخطی این رابطه از اهمیت ویژهای برخوردار است. بدین منظور، دادههای تابلویی مربوط به کشورهای منتخب نفتی خاورمیانه شامل الجزایر، بحرین، مصر، عراق، ایران، اردن، کویت، عمان، عربستان سعودی و امارات متحده عربی طی دوره زمانی 1995 تا 2024 مورد استفاده قرار گرفته است. شاخص توسعه مالی بهعنوان متغیر وابسته و درآمدهای نفتی، رشد اقتصادی، موجودی سرمایه، درجه باز بودن تجاری، شاخص توسعه انسانی و شاخص رشد اقتصادی پایدار بهعنوان متغیرهای توضیحی در نظر گرفته شدهاند. بهمنظور شناسایی رفتار غیرخطی و اثرات آستانهای، از الگوی رگرسیون انتقال ملایم پانل (PSTR) استفاده شده است. پیش از برآورد مدل، آزمونهای ریشه واحد پانلی لوین–لین–چو نشاندهنده پایایی تمامی متغیرها در سطح بوده و نتایج آزمون همانباشتگی پانلی کائو وجود رابطه تعادلی بلندمدت میان متغیرها را تأیید میکند. همچنین نتایج آزمون خطیبودن حاکی از رد فرضیه خطی و ضرورت استفاده از الگوی غیرخطی PSTR است. نتایج برآورد مدل نشان میدهد که با عبور شاخص توسعه انسانی از حد آستانه برآوردشده، اثر درآمدهای نفتی، رشد اقتصادی، موجودی سرمایه و باز بودن تجاری بر توسعه مالی بهطور معناداری تقویت میشود. بهعبارت دیگر، در سطوح بالاتر توسعه انسانی، کارایی درآمدهای نفتی در ارتقای توسعه مالی افزایش مییابد.
الهام بهرامی؛ صمد حکمتی فرید؛ یوسف محمدزاده
چکیده
هدف این پژوهش بررسی اثرات تعدیل قیمت کالاهای مشمول یارانه (نان و غلات، قند و شکر و انرژی) بر رفاه خانوارهای شهری ایران طی دوره ۱۳۸۶–۱۴۰۳ است. با استفاده از سیستم تقاضای تقریباً ایدهآل (AIDS) و روش رگرسیون به ظاهر نامرتبط (SUR)، توابع تقاضا در دهکهای مختلف هزینهای برآورد شد. نتایج آزمون والد نشان داد شرط همگنی تنها برای معادله نان ...
بیشتر
هدف این پژوهش بررسی اثرات تعدیل قیمت کالاهای مشمول یارانه (نان و غلات، قند و شکر و انرژی) بر رفاه خانوارهای شهری ایران طی دوره ۱۳۸۶–۱۴۰۳ است. با استفاده از سیستم تقاضای تقریباً ایدهآل (AIDS) و روش رگرسیون به ظاهر نامرتبط (SUR)، توابع تقاضا در دهکهای مختلف هزینهای برآورد شد. نتایج آزمون والد نشان داد شرط همگنی تنها برای معادله نان برقرار است. شرط جمع شدن برای سیستم تأیید گردید. کششهای قیمتی خودی برای هر سه گروه منفی بوده و قانون تقاضا را تأیید میکند. کشش قیمتی نان در همه دهکها بین 38/0- تا 48/0- کمکشش است. کشش قیمتی انرژی بین 49/0- تا 64/0- و کشش قیمتی قند و شکر بین 10/0- تا 14/0- هر دو کمکشش میباشد. کشش درآمدی نان (96/0 – 95/0) و انرژی (80/0 -74/0) بیانگر ضروری بودن و کشش درآمدی قند و شکر (10/1 – 09/1) بیانگر نسبتاً لوکس بودن این کالاهاست. نتایج کششهای متقاطع نشان میدهد نان با انرژی رابطه جانشینی ضعیف و با قند و شکر رابطه مکملی قوی دارد. شاخصهای رفاهی (تغییرات جبرانی و معادل) در سناریوهای افزایش ۵۰ و ۱۰۰ درصدی قیمتها محاسبه شد. نتایج نشان میدهد که اگرچه زیان مطلق خانوارهای پردرآمد بیشتر است، اما فشار رفاهی نسبی بهطور نامتناسبی بر دهکهای کمدرآمد (به ویژه دهک اول) وارد میشود. بر این اساس، توصیههای سیاستی شامل جبران هدفمند برای دهک اول، اصلاح تدریجی قیمت نان و حمایت از دهکهای آسیبپذیر ارائه شده است.