انرژی
آزاده محرابیان؛ مهرداد گلستانه؛ رویا سیفی پور؛ علی اکبر خسروی نژاد
چکیده
امنیت انرژی بهعنوان یکی از عوامل کلیدی رشد اقتصادی، نقش مهمی در توسعه و کاهش نااطمینانیهای اقتصادی و ارتقای بهرهوری ایفا میکند. بااینحال، شواهد تجربی نشان میدهد که اثر امنیت انرژی بر رشد اقتصادی در کشورهای مختلف یکنواخت نبوده و میتواند تحت تأثیر سطح توسعه انسانی قرار گیرد. بر این اساس، پژوهش حاضر به بررسی رابطه غیرخطی ...
بیشتر
امنیت انرژی بهعنوان یکی از عوامل کلیدی رشد اقتصادی، نقش مهمی در توسعه و کاهش نااطمینانیهای اقتصادی و ارتقای بهرهوری ایفا میکند. بااینحال، شواهد تجربی نشان میدهد که اثر امنیت انرژی بر رشد اقتصادی در کشورهای مختلف یکنواخت نبوده و میتواند تحت تأثیر سطح توسعه انسانی قرار گیرد. بر این اساس، پژوهش حاضر به بررسی رابطه غیرخطی میان امنیت انرژی و رشد اقتصادی با تأکید بر نقش آستانهای شاخص توسعه انسانی (HDI) میپردازد. برای این منظور، ابتدا شاخص ترکیبی امنیت انرژی با استفاده از روش تحلیل مؤلفههای اصلی (PCA) محاسبه گردید و سپس اثر آن بر رشد اقتصادی در قالب مدل پانل آستانهای شکسته (PTKM) برآورد گردید. جامعه آماری این پژوهش شامل کشورهای توسعهیافته و درحالتوسعه طی دوره زمانی 2000 الی 2023 مورد بررسی قرار گرفته است. این دوره با توجه به مسایل امنیت انرژی انتخاب گردیده است. نتایج نشان میدهد که اثر امنیت انرژی بر رشد اقتصادی وابسته به سطح توسعه انسانی بوده و پس از عبور HDI از مقدار آستانه، شدت اثرگذاری امنیت انرژی بر رشد اقتصادی تقویت میشود. یافتهها همچنین بیانگر آن است که کشورهایی با سطوح بالاتر توسعه انسانی، به دلیل برخورداری از سرمایه انسانی بیشتر، کیفیت نهادی و ظرفیت فناورانه مناسبتر، توان بیشتری در بهرهگیری از مزایای امنیت انرژی دارند. در مجموع، نتایج پژوهش بر اهمیت همزمان ارتقای امنیت انرژی و توسعه انسانی در دستیابی به رشد اقتصادی پایدار تأکید میکند.
اقتصاد کلان
فاطمه مقتدائی؛ نرگس صالح نیا
چکیده
امنیت غذایی بهعنوان یکی از ارکان توسعه پایدار، وابسته به عوامل مختلفی است. بااینحال آنچه که میتواند شدت و جهت اثرگذاری این عوامل را تحتتأثیر قرار دهد، سطح نوآوری است. لذا پژوهش حاضر به بررسی اثرپذیری امنیت غذایی از متغیرهای زیستمحیطی، اقلیمی و اقتصادی در بستر نوآوری جهانی در 87 کشور جهان طی سالهای 2012 تا 2022 پرداخته است. بدین ...
بیشتر
امنیت غذایی بهعنوان یکی از ارکان توسعه پایدار، وابسته به عوامل مختلفی است. بااینحال آنچه که میتواند شدت و جهت اثرگذاری این عوامل را تحتتأثیر قرار دهد، سطح نوآوری است. لذا پژوهش حاضر به بررسی اثرپذیری امنیت غذایی از متغیرهای زیستمحیطی، اقلیمی و اقتصادی در بستر نوآوری جهانی در 87 کشور جهان طی سالهای 2012 تا 2022 پرداخته است. بدین منظور از مدل رگرسیونی انتقال ملایم تابلویی استفاده شد و متغیر آستانه شاخص نوآوری جهانی در نظر گرفته شد. نتایج حاکی از وجود رابطه غیرخطی است و مدلی با یک حد آستانهای و دو رژیم را تایید میکند.سرعت تعدیل برابر با 8947/3 است که نشاندهندهی انتقال نرم و تدریجی میان رژیمها است و مکان وقوع تغییر رژیم 0173/44 برآورد شد.ردپای اکولوژیکی در هر دو رژیم اثر معناداری بر امنیت غذایی دارد،اما شدت اثر مثبت آن بر امنیت غذایی در کشورهای با نوآوری بالاتر از مقدار آستانه،بسیار بیشتر از اثر منفی آن در کشورهای با نوآوری پایینتر از مقدار آستانه است.میزان تبخیر و تعرق آب در رژیم پایین اثر منفی و در رژیم بالا اثر مثبت بر امنیت غذایی دارد. نرخ شهرنشینی در رژیم پایین، اثر مثبت و در رژیم بالا اثر منفی بر امنیت غذایی دارد.لگاریتم تولید ناخالص داخلی در هر دو رژیم اثر مثبت بر امنیت غذایی دارد،اما در رژیم بالا این اثر بهشدت کاهش پیدا میکند.سطح زمین قابلکشت تنها در رژیم بالا، اثر مثبت و میزان سرمایهگذاریمستقیمخارجی تنها در رژیم پایین، اثر منفی بر امنیت غذایی دارد
اقتصاد کلان
محمد محسن صدر؛ حسین تبیانیان
چکیده
چکیده: سیاست پولی بهعنوان ابزار کلیدی مدیریت اقتصاد کلان، نقش تعیینکنندهای در ثبات مالی و رشد اقتصادی دارد. بازار سرمایه بهعنوان کانال مهم انتقال سیاست پولی، بازتابی از انتظارات و واکنشهای سرمایهگذاران به تغییرات نرخ بهره، نقدینگی، تورم و نرخ ارز است. در اقتصادهایی مانند ایران که با تورم مزمن، شوکهای ارزی و وابستگی بودجه ...
بیشتر
چکیده: سیاست پولی بهعنوان ابزار کلیدی مدیریت اقتصاد کلان، نقش تعیینکنندهای در ثبات مالی و رشد اقتصادی دارد. بازار سرمایه بهعنوان کانال مهم انتقال سیاست پولی، بازتابی از انتظارات و واکنشهای سرمایهگذاران به تغییرات نرخ بهره، نقدینگی، تورم و نرخ ارز است. در اقتصادهایی مانند ایران که با تورم مزمن، شوکهای ارزی و وابستگی بودجه به درآمدهای نفتی مواجهند، واکنش بازار سرمایه به سیاستهای پولی نامتقارن و غیرخطی است و مدلهای خطی سنتی قادر به تبیین کامل آن نیستند. این پژوهش با هدف پر کردن این شکاف روششناختی، رویکردی ترکیبی از اقتصادسنجی و هوش مصنوعی ارائه میدهد. در این چارچوب، از مدل خودرگرسیون برداری ساختاری (SVAR) برای شناسایی روابط علّی و کوتاهمدت بین متغیرهای پولی و شاخصهای بازار سرمایه استفاده شده و سپس با مدل شبکه عصبی مصنوعی چندلایه (ANN) برای کشف الگوهای غیرخطی ترکیب شده است. دادههای ماهانه ایران طی دوره 1390 تا 1403 مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد شوکهای انبساطی پولی در کوتاهمدت رشد شاخص کل بورس را حدود 7/4 درصد افزایش میدهند، اما در بلندمدت اثر منفی از طریق کانال تورم دارند. در مقابل، سیاستهای انقباضی با افزایش نرخ بهره موجب افت 5/3 درصدی شاخص در کوتاهمدت میشوند، اما در بلندمدت نوسانات را تا 22 درصد کاهش میدهند. مدل ترکیبی SVAR- ANN با دقت 91 درصدی (R²=0.91) واکنش بازار را پیشبینی کرد. یافتهها نشان میدهد این رویکرد ترکیبی ابزاری کارآمد برای تحلیل پویایی و پیچیدگی روابط سیاست پولی و بازار سرمایه ایران فراهم میسازد.
رشد اقتصادی
علی حسنوند
چکیده
امروزه دغدغههای زیستمحیطی در اقتصادهای نوظهور به چالشی حیاتی بدل شده است. این پژوهش به بررسی عوامل تعیینکننده ردپای اکولوژیک در ده کشور منتخب گروه N11 طی دوره 2000 تا 2022 میپردازد. با توجه به وجود وابستگی مقطعی و ناهمگونی دادهها، از چارچوب روششناختی ترکیبی شامل رگرسیون پانلی با خطاهای استاندارد مقاوم دریسکول–کرای و رگرسیون ...
بیشتر
امروزه دغدغههای زیستمحیطی در اقتصادهای نوظهور به چالشی حیاتی بدل شده است. این پژوهش به بررسی عوامل تعیینکننده ردپای اکولوژیک در ده کشور منتخب گروه N11 طی دوره 2000 تا 2022 میپردازد. با توجه به وجود وابستگی مقطعی و ناهمگونی دادهها، از چارچوب روششناختی ترکیبی شامل رگرسیون پانلی با خطاهای استاندارد مقاوم دریسکول–کرای و رگرسیون کوانتایل مبتنی بر گشتاورها (MM-QR) استفاده شد. نتایج مدل دریسکول–کرای نشان داد که تولید ناخالص داخلی سرانه (0.65)، جمعیت (0.31) و باز بودن تجاری (0.33) اثر مثبت و معناداری بر ردپای اکولوژیک دارند، در حالی که مصرف انرژیهای تجدیدپذیر (0.19-)، نوآوری زیستمحیطی (0.06-) و توسعه مخابرات (0.12-) به کاهش آن منجر میشوند. تحلیل رگرسیون کوانتایل روابط ناهمگون مهمی را آشکار کرد. بهطوریکه اثر تولید ناخالص داخلی سرانه و مصرف انرژی تجدیدپذیر در سراسر توزیع پایدار است، اما نقش کاهنده نوآوری زیستمحیطی در کشورهایی با ردپای اکولوژیک بالا قویتر میشود (از 0.04- تا 0.07-). در مقابل، اثر مثبت جمعیت و باز بودن تجاری در کوانتایلهای بالا تضعیف شده و مزایای زیستمحیطی توسعه مخابرات در سطوح بالای آلودگی بیمعنا میگردد. این نتایج بر لزوم سیاستگذاری متناسب با سطح آلودگی کشورها تأکید کرده و نشان میدهد که تحقق رشد اقتصادی پایدار مستلزم سرمایهگذاری در انرژیهای پاک و نوآوری سبز است.
اقتصاد کلان
عباس آزادی
چکیده
یکی از عوامل در عدم توسعه متوازن ، شاخص ضریب نفوذسیاسی می باشد . این شاخص قدرت لابی گری و نفوذ نخبگان مناطق در مرکز تصمیم گیری کشور در جهت توسعه منطقه خود را نشان می دهد. وجود توسعه نامتوازن در کشور و چرایی دلایل بنیادی این ناهمگنی، اهمیت پژوهش در این خصوص را افزایش می دهد. پژوهش حاضر به دنبال بررسی تاثیر ضریب نفوذ سیاسی بر رشد صنعتی مناطق ...
بیشتر
یکی از عوامل در عدم توسعه متوازن ، شاخص ضریب نفوذسیاسی می باشد . این شاخص قدرت لابی گری و نفوذ نخبگان مناطق در مرکز تصمیم گیری کشور در جهت توسعه منطقه خود را نشان می دهد. وجود توسعه نامتوازن در کشور و چرایی دلایل بنیادی این ناهمگنی، اهمیت پژوهش در این خصوص را افزایش می دهد. پژوهش حاضر به دنبال بررسی تاثیر ضریب نفوذ سیاسی بر رشد صنعتی مناطق در 31 استان برای دوره زمانی دولت های سوم تا دوازدهم در ایران می باشد. در این راستا شاخص ضریب نفوذ سیاسی معرفی شده، و با بهره گیری ازروش تصمیمگیریهای چند شاخصه و مدل تاپسیس داده های استان ها برای آن استخراج شده است. سپس تاثیر این شاخص و شاخص مالی بر شاخص صنعتی مناطق با کمک مدل رگرسیونی پنل دیتاکوانتایل و نرم افزار ایویوز، برآورد شده است. در طول دوره زمانی و تمام کوانتایل ها تاثیر شاخص ضریب نفوذ سیاسی بر شاخص صنعتی نسبت به شاخص مالی بیشتر بوده است. تاثیر گذاری متغیر های مستقل بر وابسته در دهک های مختلف متفاوت بودهاند که بصورت میانگین شاخص ضریب نفوذ سیاسی 62/2 برابر شاخص مالی بر شاخص صنعتی تاثیر گذار بوده است. استان هایی که ضریب نفوذ سیاسی بالاتری داشتند از رشد مالی و صنعتی بالاتری نیز برخوردار بوده اند. تهران با بالاترین ضریب نفوذ سیاسی بیشترین رشد مالی و صنعتی و ایلام با پایین ترین ضریب نفوذ سیاسی کم ترین رشد از این شاخص ها را داشته اند.
سیاست پولی
نظر دهمرده؛ علی حیدری دیزگرانی
چکیده
این مطالعه به تحلیل ریشه های ناپایداری مالی دولت در اقتصاد ایران طی دوره ۱۴۰۲-۱۳۵۷ میپردازد. با وجود ادبیات گسترده در مورد پایداری بدهی، شکاف قابل توجهی در درک تعامل ساختاری بین درآمدهای نفتی، تعهدات اجتماعی رو به گسترش و سیاستهای پولی در شکل دهی به پایداری مالی در یک اقتصاد نفتی مانند ایران وجود دارد. برای پرداختن به این خلأ، این ...
بیشتر
این مطالعه به تحلیل ریشه های ناپایداری مالی دولت در اقتصاد ایران طی دوره ۱۴۰۲-۱۳۵۷ میپردازد. با وجود ادبیات گسترده در مورد پایداری بدهی، شکاف قابل توجهی در درک تعامل ساختاری بین درآمدهای نفتی، تعهدات اجتماعی رو به گسترش و سیاستهای پولی در شکل دهی به پایداری مالی در یک اقتصاد نفتی مانند ایران وجود دارد. برای پرداختن به این خلأ، این پژوهش از یک چارچوب روششناسی با به کارگیری همزمان دو روش مکمل اقتصادسنجی استفاده میکند: مدل تصحیح خطای برداری (VECM) برای شناسایی روابط تعادلی کوتاهمدت و بلندمدت، و روش حداقل مربعات پویا (DOLS) برای برآورد مستقیم و مقاوم ضرایب بلندمدت همچنین، از توابع واکنش آنی و تجزیه واریانس تاریخی برای تحلیل پویایی شوکها استفاده شده است. یافته های این مطالعه نشان میدهد که ناپایداری مالی در ایران ریشه در دو بحران ساختاری دارد: ۱) وابستگی به درآمدهای نفتی که سیاستها را چرخه ای و واکنشی میکند، و ۲) رشد فزاینده تعهدات سازمان تأمین اجتماعی که بودجه را غیرانعطافپذیر می سازد. در مدل بلندمدت، رشد اقتصادی و درآمدهای نفتی پایدار اثر تثبیت کننده دارند، در حالی که رشد نقدینگی و سطح تعهدات اجتماعی بهطور معنی داری ناپایداری را تشدید میکنند. همچنین، درباره پایه پولی، در همه برآوردها شواهد یکسان و قطعی بهدست نیامده است؛ بنابراین، تفسیر آن با احتیاط ارائه میشود. این یافتهها نشان میدهد که پایداری مالی در ایران علاوه بر وابستگی به درآمدهای نفتی، به نحوه مدیریت تعهدات اجتماعی و انضباط پولی نیز وابسته است.