اقتصاد کلان
زهرا ملکی؛ زهرا کریمی تکانلو؛ حسین اصغرپور
چکیده
هر چند که مکاتب مختلف اقتصادی، دیدگاههای مختلفی در زمینه نقش پول در اقتصاد دارند، اما شواهد تجربی و نتایج بسیاری از مزالعات پیشین حاکی از آن است که سیاستهای پولی از روشهای مختلفی میتوانند بر تولید تاثیرگذار باشند. با توجه به نقش مهم بانکها، به عنوان واسطهگران مالی، در تامین مالی بنگاهها، بررسی نقش اعتبارات بانکی در تولید ...
بیشتر
هر چند که مکاتب مختلف اقتصادی، دیدگاههای مختلفی در زمینه نقش پول در اقتصاد دارند، اما شواهد تجربی و نتایج بسیاری از مزالعات پیشین حاکی از آن است که سیاستهای پولی از روشهای مختلفی میتوانند بر تولید تاثیرگذار باشند. با توجه به نقش مهم بانکها، به عنوان واسطهگران مالی، در تامین مالی بنگاهها، بررسی نقش اعتبارات بانکی در تولید و ارزش افزوده بنگاهها از اهمیت بالایی برخوردار است. لذا هدف این مطالعه بررسی تاثیر نقش اعتبارات بانکی در اثرگذاری سیاستهای پولی بر ارزش افزوده بخش صنعت و معدن استانهای کشور ایران است. بدین منظور، با استفاده از دادههای پانلی 31 استان، طی دوره زمانی 1400-1390 و روش گشتاور تعمیم یافته GMM، ابتدا تاثیر سیاست های پولی بر اعتبارات بانکی و سپس نقش اعتبارات بانکی بر ارزش افزوده این بخش مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج این تحقیق نشان میدهد که افزایش نرخ سود بانکی، باعث کاهش اعتبارات اعطایی می شود، در حالی که سپردههای بانکی و تعداد شعب بانکی موجب افزایش اعتبارات میشوند. همچنین اعتبارات بانکی اثر مثبت و معناداری بر ارزش افزوده بخش صنعت و معدن و تورم، اثر منفی بر ارزش افزوده صنعتی استانها دارد. و در نهایت تاثیر کلی سیاست پولی (به واسطه اعتبارات بانکی) بر ارزش افزوده صنعتی استانهای ایران منفی است.
مینا نعیمی؛ سمیه اعظمی
چکیده
تحول دیجیتال یکی از محرکهای اصلی تغییر در صنایع تولیدی می باشد؛ با این حال، سازوکار اثرگذاری آن بر توسعه پایدار در کشورهای در حال توسعه هنوز بهطور کامل روشن نیست. پژوهش با تمرکز بر صنعت ایران، چارچوبی علّی را میآزماید که در آن تحول دیجیتال از مسیر نوآوری فناورانه، دستیابی به توسعه پایدار را تسهیل میکند. مدل مفهومی بر پایه دیدگاه ...
بیشتر
تحول دیجیتال یکی از محرکهای اصلی تغییر در صنایع تولیدی می باشد؛ با این حال، سازوکار اثرگذاری آن بر توسعه پایدار در کشورهای در حال توسعه هنوز بهطور کامل روشن نیست. پژوهش با تمرکز بر صنعت ایران، چارچوبی علّی را میآزماید که در آن تحول دیجیتال از مسیر نوآوری فناورانه، دستیابی به توسعه پایدار را تسهیل میکند. مدل مفهومی بر پایه دیدگاه قابلیتهای پویا و رویکرد چهارگانه پایداری طراحی شد و با استفاده از مدلیابی معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی و با بهرهگیری از نرمافزار اسمارتپیالاس تحلیل گردید. دادههای پیمایشی از صنایع تولیدی ایران گردآوری و سه مسیر اصلی مدل آزمون شد. یافتهها نشان داد تحول دیجیتال اثر مثبت و معناداری بر نوآوری فناورانه دارد و نوآوری فناورانه نیز توسعه پایدار را بهطور معنادار تقویت میکند. اثر مستقیم تحول دیجیتال بر توسعه پایدار معنادار نبود، هرچند توان تبیین مدل مناسب ارزیابی شد. آزمون میانجیگری نقش میانجیگری کامل نوآوری فناورانه را تأیید کرد؛ بدین معنا که اثر تحول دیجیتال بر توسعه پایدار عمدتاً از مسیر تقویت نوآوری، یادگیری سازمانی و تعامل دانشگاه و صنعت منتقل میشود. در سیاستگذاری، پیشنهاد میشود برنامههای دیجیتالسازی صنعتی با اهداف نوآوری و پایداری پیوند یابد و بستر نهادی آن از طریق تقویت حکمرانی داده و ثبات مقررات تقویت شود. نوآوری پژوهش، آزمون تجربی مدل علّی یکپارچه در صنعت ایران بر مبنای تحلیل کمی دادههاست که با رعایت پروتکلهای اعتبارسنجی، شواهد آماری قابلاتکایی برای تبیین پیوند تحول دیجیتال، نوآوری فناورانه و توسعه پایدار ارائه میکند.