سیداحسان حسینیدوست؛ حمید سپهردوست؛ فرشید مرادی
چکیده
مقابله با فقر از جمله اهداف مهمی است که در تمامی برنامهریزیهای اقتصادی بدان توجه میشود اما به دلیل چند بعدی بودن این پدیده، پرداختن به عوامل مؤثر بر آن همواره جزء مسائل چالش برانگیز در مباحث اقتصادی میباشد. از یک سو، علیرغم توصیههای دین اسلام درخصوص ارتقاء رفاه اقتصادی و فقرزدایی از جامعه، آمارهای منتشره بیانگر فاصله داشتن ...
بیشتر
مقابله با فقر از جمله اهداف مهمی است که در تمامی برنامهریزیهای اقتصادی بدان توجه میشود اما به دلیل چند بعدی بودن این پدیده، پرداختن به عوامل مؤثر بر آن همواره جزء مسائل چالش برانگیز در مباحث اقتصادی میباشد. از یک سو، علیرغم توصیههای دین اسلام درخصوص ارتقاء رفاه اقتصادی و فقرزدایی از جامعه، آمارهای منتشره بیانگر فاصله داشتن کشورهای مسلمان نسبت به شرایط مطلوب است و از سوی دیگر، فقدان مطالعه جامعی که به بررسی اثر متغیرهای مختلف اقتصادی بر فقر قابلیتی در این گروه از کشورها پرداخته باشد به چشم میخورد. همچنین، پژوهشهای انجام شده درمورد سایر کشورها نیز دچار تناقض در یافتهها هستند که ضرورت بررسی این مسئله را دوچندان میکند. بر این اساس، هدف مطالعه حاضر بررسی اثر عوامل مؤثر بر فقر قابلیتی از قبیل شاخص جهانی شدن، نرخ تورم، نرخ شهرنشینی و رشد اقتصادی در کشورهای منتخب مسلمان موسوم به گروه D8 مبتنی بر روش حداقل مربعات تعمیم یافته در دسترس (FGLS) طی دورة زمانی 2021-1997 میباشد. نتایج حاصله نشاندهنده اثر منفی و معنادار جهانیشدن بر فقر قابلیتی در کشورهای مذکور هستند که حاکی از ایجاد بهبود نسبی در وضعیت رفاهی این کشورها است. همچنین، تأثیر رشد اقتصادی بر فقر قابلیتی مثبت بوده که ناشی از عدم بکارگیری منافع حاصل از رشد در جهت بهبود زیرساختهای رفاهی در این کشورها میباشد. اثر متغیرهای کنترلی مانند تورم و توزیع جغرافیایی جمعیت نیز بر فقر قابلیتی مثبت ارزیابی شده است. براساس نتایج حاصله میتوان توصیه نمود که اقتصادهای گروه D8 به اتخاذ برنامههای کنترل تورم همگام با جلوگیری از رشد حاشیه نشینی در شهرها بپردازند و با ارتقای شاخصهای جهانی شدن در کنار کنترل جنبههای منفی آن، به کاهش فقر در اقتصادهای خود کمک نمایند.