سیاست پولی
نظر دهمرده؛ علی حیدری دیزگرانی
چکیده
این مطالعه به تحلیل ریشه های ناپایداری مالی دولت در اقتصاد ایران طی دوره ۱۴۰۲-۱۳۵۷ میپردازد. با وجود ادبیات گسترده در مورد پایداری بدهی، شکاف قابل توجهی در درک تعامل ساختاری بین درآمدهای نفتی، تعهدات اجتماعی رو به گسترش و سیاستهای پولی در شکل دهی به پایداری مالی در یک اقتصاد نفتی مانند ایران وجود دارد. برای پرداختن به این خلأ، این ...
بیشتر
این مطالعه به تحلیل ریشه های ناپایداری مالی دولت در اقتصاد ایران طی دوره ۱۴۰۲-۱۳۵۷ میپردازد. با وجود ادبیات گسترده در مورد پایداری بدهی، شکاف قابل توجهی در درک تعامل ساختاری بین درآمدهای نفتی، تعهدات اجتماعی رو به گسترش و سیاستهای پولی در شکل دهی به پایداری مالی در یک اقتصاد نفتی مانند ایران وجود دارد. برای پرداختن به این خلأ، این پژوهش از یک چارچوب روششناسی با به کارگیری همزمان دو روش مکمل اقتصادسنجی استفاده میکند: مدل تصحیح خطای برداری (VECM) برای شناسایی روابط تعادلی کوتاهمدت و بلندمدت، و روش حداقل مربعات پویا (DOLS) برای برآورد مستقیم و مقاوم ضرایب بلندمدت همچنین، از توابع واکنش آنی و تجزیه واریانس تاریخی برای تحلیل پویایی شوکها استفاده شده است. یافته های این مطالعه نشان میدهد که ناپایداری مالی در ایران ریشه در دو بحران ساختاری دارد: ۱) وابستگی به درآمدهای نفتی که سیاستها را چرخه ای و واکنشی میکند، و ۲) رشد فزاینده تعهدات سازمان تأمین اجتماعی که بودجه را غیرانعطافپذیر می سازد. در مدل بلندمدت، رشد اقتصادی و درآمدهای نفتی پایدار اثر تثبیت کننده دارند، در حالی که رشد نقدینگی و سطح تعهدات اجتماعی بهطور معنی داری ناپایداری را تشدید میکنند. همچنین، درباره پایه پولی، در همه برآوردها شواهد یکسان و قطعی بهدست نیامده است؛ بنابراین، تفسیر آن با احتیاط ارائه میشود. این یافتهها نشان میدهد که پایداری مالی در ایران علاوه بر وابستگی به درآمدهای نفتی، به نحوه مدیریت تعهدات اجتماعی و انضباط پولی نیز وابسته است.