نابرابری درآمد
امین شاه بابای آشتیانی؛ محمدجواد شریف زاده
چکیده
این مطالعه با بهکارگیری روش شبیهسازی خرد غیررفتاری مبتنی بر دادههای طرح هزینه-درآمد خانوار مرکز آمار ایران (۱۴۰۲)، آثار بازتوزیعی یکپارچهسازی نظام مالیاتی را در قالب سه سناریو تحلیل میکند. سناریوی اول اخذ مالیات مجزا به تفکیک پایههای درآمدی را شبیهسازی میکند. سناریوی دوم با اتخاذ چارچوب مالیات برجمع درآمد، منابع درآمدی ...
بیشتر
این مطالعه با بهکارگیری روش شبیهسازی خرد غیررفتاری مبتنی بر دادههای طرح هزینه-درآمد خانوار مرکز آمار ایران (۱۴۰۲)، آثار بازتوزیعی یکپارچهسازی نظام مالیاتی را در قالب سه سناریو تحلیل میکند. سناریوی اول اخذ مالیات مجزا به تفکیک پایههای درآمدی را شبیهسازی میکند. سناریوی دوم با اتخاذ چارچوب مالیات برجمع درآمد، منابع درآمدی مشمول مالیات را تجمیع و مطابق با چارچوب ارائه شده در لایحه اصلاح مالیاتهای مستقیم مشمول مالیات مینماید. سناریوی سوم همراه شدن چارچوب مالیات بر جمع درآمد با یک سیاست بازتوزیعی است که طی آن درآمد مالیاتی حاصل از یکپارچهسازی به پرداختهای نقدی هدفمند به خانوارهای زیر خطفقر نسبی اختصاص مییابد.یافتههای این مطالعه نشان میدهد مالیاتستانی مجزا بهخصوص برای درآمدهای بالایی توزیع، روندهای تصاعدی مورد انتظار را ندارد و نظام مالیاتی یکپارچه در مقایسه با نظام مالیاتی مجزا از تناسب بیشتری با اصل عدالت عمودی برخوردار است. نظام مالیاتی مجزا (سناریوی اول) با کاهش 2/7 درصدی ضریب جینی به 0/3576، اثر بازتوزیعی ضعیفی نشان میدهد. مالیات بر جمع درآمد (سناریوی دوم) در چارچوب لایحه اصلاح قانون مالیاتهای مستقیم، بهبود نسبی در شاخصهای نابرابری ایجاد میکند(کاهش 4/9 درصدی جینی به 0/349). ترکیب مالیات بر جمع درآمد با یک سیاست بازتوزیعی (سناریوی سوم) به طور معناداری نابرابری را کاهش میدهد(کاهش 15/9 درصدی ضریب جینی به 0/309). بنابراین یکپارچهسازی مالیاتی بهتنهایی برای تحقق اهداف بازتوزیعی کافی نبوده و کارایی آن منوط به بازطراحی نرخهای تصاعدی، تخصیص هدفمند درآمدهای مالیاتی به سیاستهای ضدفقر و تقویت شفافیت دادهها و پوشش درآمدهای غیررسمی است.