اقتصاد کلان
صالح طاهری بازخانه
چکیده
بعد از بحران مالی جهانی سال ۲۰۰۸، بررسی ارتباط میان نااطمینانی سیاست اقتصادی و متغیرهای اقتصاد کلان توجه زیادی را به خود جلب کرده است. در این میان، نحوه تعامل این متغیر با نرخ ارز در اقتصاد ایران، به دلیل وجود تکانههای ساختاری و مداخلات گسترده، با پیچیدگی بیشتری همراه است. بر این اساس، تحقیق حاضر با استفاده از تحلیل موجک پیوسته بر ...
بیشتر
بعد از بحران مالی جهانی سال ۲۰۰۸، بررسی ارتباط میان نااطمینانی سیاست اقتصادی و متغیرهای اقتصاد کلان توجه زیادی را به خود جلب کرده است. در این میان، نحوه تعامل این متغیر با نرخ ارز در اقتصاد ایران، به دلیل وجود تکانههای ساختاری و مداخلات گسترده، با پیچیدگی بیشتری همراه است. بر این اساس، تحقیق حاضر با استفاده از تحلیل موجک پیوسته بر روی دادههای فصلی برای دوره زمانی ۱۳۵۹:۰۱ تا ۱۴۰۳:۰۲، به تحلیل پویای این رابطه در افقهای زمانی-فرکانسی میکوشد بینش جدیدی در این زمینه ایجاد کند.نتایج نشان داد در افق کوتاهمدت (کمتر از ۱ سال)، یک چرخه بازخوردی قوی و همفاز میان نااطمینانی سیاست اقتصادی و نرخ ارز وجود دارد که به تشدید یکدیگر میانجامد. در میانمدت (۱ الی ۴ سال)، این رابطه پیچیدهتر شده و علاوه بر تداوم رابطه همفاز، رابطهای معکوس از نرخ ارز به نااطمینانی سیاست اقتصادی نیز ظهور مییابد که نشاندهنده واکنشهای تطبیقی اقتصاد است. در بلندمدت (بیشتر از ۴ سال)، یک رابطه علی معکوس و پایدار از نرخ ارز به نااطمینانی سیاست اقتصادی مشاهده میشود. این یافته مؤید آن است که اتکا به سرکوب مصنوعی نرخ ارز به عنوان ابزار ثباتساز، در عمل نااطمینانی سیاستی را به افقهای بلندمدت منتقل کرده و نقض غرض است.