مینا صابرماهانی؛ رضا زینل زاده؛ سید عبدالمجید جلائی اسفندآبادی؛ محسن زاینده رودی
چکیده
در این مطالعه اثرات شوکهای ناشی از سناریوهای رشد متغیرهای کلان اقتصادی (2%، 5% و 10%) بر شاخص رفاه کل در ایران بررسی شد. برای این منظور دادههای مورد نیاز از ماتریس حسابداری اجتماعی سال 1390، بانک مرکزی و جدول داده- ستانده سال 1395 گردآوری و جهت تحلیل دادهها از مدل نوین تعادل عمومی محاسبهپذیر پویای بازگشتی (RDCGE) استفاده شد. نتایج نشان داد ...
بیشتر
در این مطالعه اثرات شوکهای ناشی از سناریوهای رشد متغیرهای کلان اقتصادی (2%، 5% و 10%) بر شاخص رفاه کل در ایران بررسی شد. برای این منظور دادههای مورد نیاز از ماتریس حسابداری اجتماعی سال 1390، بانک مرکزی و جدول داده- ستانده سال 1395 گردآوری و جهت تحلیل دادهها از مدل نوین تعادل عمومی محاسبهپذیر پویای بازگشتی (RDCGE) استفاده شد. نتایج نشان داد که شوکهای تولید ناخالص داخلی حقیقی حداکثر به میزان 66/2 درصد منجر به افزایش شاخص رفاه اجتماعی در ایران میشود. زیرا افزایش تولید ناخالص داخلی حقیقی با افزایش ظرفیت اقتصادی، درآمد افراد جامعه را افزایش داده و شرایط را برای ارتقای رفاه خانوارها فراهم میکند. همچنین، شوکهای بهرهوری کل عوامل تولید حداکثر به میزان 55/1 درصد منجر به افزایش شاخص رفاه اجتماعی میشود. زیرا افزایش بهرهوری کل عوامل تولید منجر به افزایش تولید شده که میتواند بر مصرف خانوارها به دلیل افزایش درآمد تأثیر مستقیم گذاشته و رفاه اقتصادی را ارتقا دهد. علاوه بر این واکنش شاخص رفاه اجتماعی نسبت به شوکهای درآمدهای نفتی در کوتاهمدت حداکثر 81/0 درصد است. زیرا از یک طرف با افزایش درآمدهای نفتی رشد اقتصادی افزایش یافته و از طرف دیگر منجر به بروز بیماری هلندی میشود. در نهایت، یافتهها نشان داد که در میان متغیرهای مورد بررسی بهترتیب: شوک ناشی از رشد تولید ناخالص داخلی حقیقی، شوک ناشی از رشد بهرهوری کل عوامل تولید و شوک ناشی از رشد درآمدهای نفتی، از بیشترین تأثیر بر رفاه کل برخوردار میباشند
رضا قادری مقدم؛ بیژن باصری؛ نعمت اله فلیحی؛ غلامرضا عباسی
چکیده
انرژی به عنوان یکی از مهمترین نهادههای تولید جایگاه ویژهای در رشد اقتصادی کشورها ایفا نموده و در ایجاد ارزش افزوده فعالیتهای رو به رشد صنعتی و خدماتی نقش انکار ناپذیری دارد. هدف این پژوهش ارزیابی و شناسایی رابطه بین مصرف انرژی برق و سطح توسعه مالی بر رشد اقتصادی ایران میباشد. تمرکز اصلی مقاله بر یافتن روابط در قالب الگوهای غیرخطی ...
بیشتر
انرژی به عنوان یکی از مهمترین نهادههای تولید جایگاه ویژهای در رشد اقتصادی کشورها ایفا نموده و در ایجاد ارزش افزوده فعالیتهای رو به رشد صنعتی و خدماتی نقش انکار ناپذیری دارد. هدف این پژوهش ارزیابی و شناسایی رابطه بین مصرف انرژی برق و سطح توسعه مالی بر رشد اقتصادی ایران میباشد. تمرکز اصلی مقاله بر یافتن روابط در قالب الگوهای غیرخطی و نامتقارن بین الگوهای مصرف انرژی، توسعه مالی و رشد اقتصادی به صورت هم زمان میباشد. دوره مورد بررسی مطالعه 1399-1360 و مدل مورد استفاده الگوهای رگرسیونی با وقفه توزیعی ARDL میباشند. در این تحقیق، برای متغیر توسعه مالی از دو شاخص نسبت اعتبارات داخلی بخش خصوصی به تولید ناخالص داخلی و نسبت نقدینگی بخش خصوصی به تولید ناخالص داخلی استفاده شد. نتایج حاصل از برآوردهای الگو نشان داد بین رشد اقتصادی، مصرف انرژی و توسعه مالی رابطهای نامتقارن وجود دارد، به نحوی که در کوتاهمدت و بلندمدت شوک مثبت مصرف انرژی و توسعه مالی باعث کاهش نرخ رشد اقتصادی شده است. شوک مثبت مصرف انرژی موجب تلاش تولیدکنندگان برای کاهش مصرف انرژی و کاهش رشد اقتصادی در کوتاهمدت شده است. در نتیجه رخداد هر شوک مثبتی به متغیرهای توسعه مالی، رشد اقتصادی کاهش مییابد. این موضوع موجب کاهش مصرف و دسترسی پایینتر به منابع مالی و کاهش فعالیتهای سرمایهگذاری میشود.
روزبه بالونژادنوری
چکیده
در این پژوهش، اثر نحوه تخصیص اعتبارات بانکی میان بخشهای مختلف اقتصادی بر رشد اقتصادی استانهای ایران مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور از دادههای استانی در بازه زمانی 1399-1394 و روش تخمین رگرسیون چندک در دادههای تابلویی استفاده شد. نتایج نشان داد که در چندک ابتدایی (چندک 05/0)، اعتبارات به بخش کشاورزی، بازرگانی، صنعت و خدمات اثر ...
بیشتر
در این پژوهش، اثر نحوه تخصیص اعتبارات بانکی میان بخشهای مختلف اقتصادی بر رشد اقتصادی استانهای ایران مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور از دادههای استانی در بازه زمانی 1399-1394 و روش تخمین رگرسیون چندک در دادههای تابلویی استفاده شد. نتایج نشان داد که در چندک ابتدایی (چندک 05/0)، اعتبارات به بخش کشاورزی، بازرگانی، صنعت و خدمات اثر مثبت بر رشد و همچنین اعتبارات بخش مسکن اثر منفی بر رشد اقتصادی استانها داشتهاند. در چندک میانه (چندک 5/0)، اعطای اعتبارات به بخشهای کشاورزی و بازرگانی اثر مثبت و اعطای اعتبارات به بخش مسکن و خدمات اثر منفی و همچنین اثر بخش صنعت بیمعنا بر رشد اقتصادی بوده است. در نهایت در چندک بالایی (چندک 95/0)، اعتبارات اعطایی به بخشهای کشاورزی و بازرگانی اثر مثبت و معنادار و اعتبارات اعطاء شده به بخش صنعت اثر منفی و همچنین اثر اعتبارات بخش مسکن و خدمات بیمعنا بر رشد اقتصادی استانهای بوده است. این موضوع نشاندهنده لزوم باز تعریف سیاستهای اعطای اعتبارات و جلوگیری از انحراف این منابع میباشد. همچنین در خصوص اثر سرمایه نیز نتایج نشان داد که اثر سرمایه انسانی و سرمایه فیزیکی بر رشد اقتصادی استانها مثبت و معنادار است و در خصوص سرمایه فیزیکی نیز در چندکهای بالایی این اثرگذاری بیشتر میشود. در نهایت، نتایج در مورد اثر تورم بر رشد اقتصادی نشان داد که نرخهای پایین تورم موجب رشد اقتصادی شده ولی در چندک میانه (5/0) و چندک بالا این اثر منفی است و با افزایش تورم این اثر تشدید شده است.
حسین حیدری
چکیده
در این مطالعه به بررسی رابطه رشد اقتصادی و نابرابری درآمدی در استان هرمزگان در قالب برنامههای توسعه اقتصادی پرداخته شد. برای این منظور جهت بررسی نابرابری و رشد اقتصادی در سطح کشور و استان هرمزگان از ریزدادههای طرح درآمد- هزینه مرکز آمار ایران، شاخص ضریب جینی ناپارامتریک و نرخ شکاف فقر استفاده شد. نتایج نشان داد که بین نابرابری ...
بیشتر
در این مطالعه به بررسی رابطه رشد اقتصادی و نابرابری درآمدی در استان هرمزگان در قالب برنامههای توسعه اقتصادی پرداخته شد. برای این منظور جهت بررسی نابرابری و رشد اقتصادی در سطح کشور و استان هرمزگان از ریزدادههای طرح درآمد- هزینه مرکز آمار ایران، شاخص ضریب جینی ناپارامتریک و نرخ شکاف فقر استفاده شد. نتایج نشان داد که بین نابرابری و فقر در مناطق شهری و مناطق روستایی استان هرمزگان اختلاف معناداری وجود دارد، نابرابری و فقر در مناطق شهری استان هرمزگان به ترتیب 014/0 و 037/0 واحد کمتر از مناطق روستایی است. همچنین، بین نابرابری و فقر در مناطق شهری استان هرمزگان و مناطق شهری کشور اختلاف معناداری هست، نابرابری و فقر در مناطق شهری استان هرمزگان به ترتیب 049/0 واحد کمتر و 045/0 واحد بیشتر از مناطق شهری کشور است. علاوه بر این، بین نابرابری و فقر در مناطق روستایی استان هرمزگان و مناطق روستایی کشور اختلاف معناداری وجود دارد، نابرابری و فقر در مناطق روستایی استان هرمزگان به ترتیب 031/0 کمتر و 068/0 واحد بیشتر از مناطق روستایی کشور است
مهدیه رمه دوست؛ رویا آل عمران؛ حسین پناهی؛ حسین اصغرپور
چکیده
کنترل نرخ تورم و رشد اقتصادی از مهمترین اهداف اقتصادی دولتها میباشند که با ابزارهایی نظیر سیاست پولی درصدد تحقق آن هستند. سیاستگذاران پولی برای تحقق اهداف سیاستی خود ضرورت دارد ارزیابی دقیقی از میزان اثرگذاری سیاستهای پولی در کوتاهمدت و بلندمدت داشته باشند. هدف این مطالعه بررسی اثر شوکهای نامتقارن سیاست پولی بر متغیرهای ...
بیشتر
کنترل نرخ تورم و رشد اقتصادی از مهمترین اهداف اقتصادی دولتها میباشند که با ابزارهایی نظیر سیاست پولی درصدد تحقق آن هستند. سیاستگذاران پولی برای تحقق اهداف سیاستی خود ضرورت دارد ارزیابی دقیقی از میزان اثرگذاری سیاستهای پولی در کوتاهمدت و بلندمدت داشته باشند. هدف این مطالعه بررسی اثر شوکهای نامتقارن سیاست پولی بر متغیرهای تولید واقعی و تورم در بازه زمانی 1374:1- 1395:4 با استفاده از تکنیک NARDL است. نتایج نشان میدهد که فقط شوک مثبت نقدینگی بر روی تولید ناخالص داخلی تأثیر مثبت و معنیدار دارد و شوک منفی آن در بلندمدت تأثیر معنیداری بر تولید ناخالص داخلی ندارد. همچنین بر اساس نتایج در کوتاهمدت شوک مثبت و منفی نقدینگی تأثیر معنیداری بر سطح تولید ندارد اما شوک مثبت کوتاهمدت نقدینگی بعد از یک وقفه تأثیر مثبت بر تولید ناخالص داخلی میگذارد. بر این اساس اثرات نامتقارن سیاستهای مثبت و منفی پولی بر رشد اقتصادی پذیرفته میشود.
مصعب عبدالهی آرانی؛ نسرین منصوری؛ سیاوش جانی؛ نوشین آقایی
چکیده
در دهههای اخیر، خطرات و آسیبهای زیستمحیطی ناشی از رشد اقتصادی، رشد جمعیت و مصرف انرژی بیشتر نمایان شده است. در این میان، یکی از پیشرفتهای جدید در مطالعهی رابطهی میان عوامل اقتصادی مؤثر بر کیفیت زیستمحیطی، توجه به ماهیت فضایی پدیدههای زیستمحیطی است. از اینرو هدف این مطالعه، به مدلسازی ارتباط انتشار CO2 و رشد اقتصادی ...
بیشتر
در دهههای اخیر، خطرات و آسیبهای زیستمحیطی ناشی از رشد اقتصادی، رشد جمعیت و مصرف انرژی بیشتر نمایان شده است. در این میان، یکی از پیشرفتهای جدید در مطالعهی رابطهی میان عوامل اقتصادی مؤثر بر کیفیت زیستمحیطی، توجه به ماهیت فضایی پدیدههای زیستمحیطی است. از اینرو هدف این مطالعه، به مدلسازی ارتباط انتشار CO2 و رشد اقتصادی در کنار سایر عوامل تأثیرگذار بوده است. انتشار CO2 به عنوان معیاری برای آلودگی محیطزیست در ایران با استفاده از مدل دوربین فضایی (SDM) و در چارچوب دادههای تابلویی فضایی در میان استانهای ایران طی دوره 1396-1382 مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج این مطالعه نشان میدهد که در مجموع GDP سرانه واقعی باعث افزایش انتشار CO2 در سطح استانها میشود، چرا که ضریب مثبت GDP سرانه واقعی از ضریب منفی GDP سرانه واقعی فضایی بزرگتر است. یکی دیگر از متغیرهای بسیار مهم در افزایش انتشار CO2در سطح استانها، شدت مصرف انرژی و وقفه فضایی آن میباشد که بالاترین ضرایب معنادار و مثبت را در مدل این مقاله دارد. همچنین قیمت وزنی انرژی استانی و وقفه فضایی آن نیز تأثیر معنادار و منفی را بر انتشار CO2 داشته است. هر چند افزایش درجه شهرنشینی تأثیر معناداری بر انتشار CO2 همان استان نداشته است، اما افزایش درجه شهرنشینی استانهای همجوار باعث افزایش انتشار CO2 شده است. در نهایت ضریب وقفه فضایی متغیر وابسته، معنادار و مثبت بوده که نشان میدهد افزایش انتشار CO2 در استانهای همسایه باعث افزایش انتشار CO2 در همان استان شده است.
اکبر نیکخواه سرنقی؛ کریم آذربایجانی؛ سعید دائی کریم زاده
چکیده
کیفیت محیط زیست و حفاظت از آن یکی از موضوعات مهم در حوزه مدیریتی کشورها میباشد. لذا تمامی کشورها سعی میکنند در کنار سیاستهای رشد و توسعه، با وضع قوانین و مقررات در حوزه ملی و نیز ایجاد توافقهای بینالمللی از تخریب محیط زیست جلوگیری به عمل آورند. در این بین برای اتخاذ سیاستهای مناسب در زمینه رشد اقتصادی و کیفیت محیط زیست، انجام ...
بیشتر
کیفیت محیط زیست و حفاظت از آن یکی از موضوعات مهم در حوزه مدیریتی کشورها میباشد. لذا تمامی کشورها سعی میکنند در کنار سیاستهای رشد و توسعه، با وضع قوانین و مقررات در حوزه ملی و نیز ایجاد توافقهای بینالمللی از تخریب محیط زیست جلوگیری به عمل آورند. در این بین برای اتخاذ سیاستهای مناسب در زمینه رشد اقتصادی و کیفیت محیط زیست، انجام مطالعات دقیق و بیشتر، میتواند سیاستگذاران را در این خصوص یاری کند. هدف این پژوهش بررسی روابط متقابل سه متغیر مهم رشد اقتصادی، درجه باز بودن تجاری و میزان انتشار دی اکسید کربن در گروه کشورهای توسعه یافته میباشد. برای این منظور از دادههای سالانه 29 کشور توسعه یافته برای دوره زمانی 2017-2000 از سایت بانک جهانی استفاده شده است. رویکرد اقتصادسنجی به کار رفته در این کار، تخمین روابط متغیرهای مذکور با استفاده از دادههای پانل پویا به روش GMM میباشد نتایج تخمین نشان میدهد که با افزایش درجه باز بودن تجاری و انتشار دی اکسید کربن، رشد اقتصادی تقویت میشود و نیز رشد اقتصادی بر روی حجم تجارت خارجی تأثیر مثبتی میگذارد ولی انتشار دی اکسید کربن باعث محدویت در آن میشود. از سوی دیگر رشد اقتصادی منجر به افزایش انتشار دی اکسید کربن میشود و رشد تجارت خارجی شدت انتشار دی اکسید کربن را کم میکند.
فرشته مجیدزاده؛ نظر قلعه نو دهمرده
چکیده
وجود منابع طبیعی چنانچه چارچوب نهادی قوی وجود نداشته باشد میتواند از طریق رفتارهای رانت جویانه موجب افزایش فساد شود. بنابراین نقش عامل کیفیت نهادی غیر قابل انکار میباشد. در پژوهش حاضر به بررسی نقش کیفیت نهادی در اثرگذاری رانت منابع طبیعی در توسعه مالی ایران در دوره زمانی 2019-1984 پرداخته شده است. برای این منظور در ابتدا جهت استخراج ...
بیشتر
وجود منابع طبیعی چنانچه چارچوب نهادی قوی وجود نداشته باشد میتواند از طریق رفتارهای رانت جویانه موجب افزایش فساد شود. بنابراین نقش عامل کیفیت نهادی غیر قابل انکار میباشد. در پژوهش حاضر به بررسی نقش کیفیت نهادی در اثرگذاری رانت منابع طبیعی در توسعه مالی ایران در دوره زمانی 2019-1984 پرداخته شده است. برای این منظور در ابتدا جهت استخراج شاخصهای کیفیت نهادی و توسعه مالی از الگوی تحلیل مولفه-های اصلی و در ادامه از الگوی مارکوف سویچینگ جهت بررسی اثرگذاری رانت منابع طبیعی بر توسعه مالی در کشور در دو حالت با لحاظ و بدون در نظر گرفتن شاخص کیفیت نهادی استفاده شده است. افزایش رانت منابع طبیعی در حالتیکه توسعه مالی در سطح و رژیم پایین باشد، تاثیر منفی و معنادار بر توسعه مالی داشته است. رشد اقتصادی و بهبود باز بودن تجاری نیز در تمامی سطوح و رژیمهای حاکم بر توسعه مالی تاثیر مثبت و معنادار داشته است. افزایش تورم نیز در تمامی سطوح و رژیمهای توسعه مالی تاثیر منفی و معنادار بر توسعه مالی داشته است. افزایش رانت منابع طبیعی با لحاظ بهبود شاخص کیفیت نهادی تنها در حالتیکه سطح و رژیم توسعه مالی در کشور پایین است، تاثیر مثبت و معنادار بر توسعه مالی داشته است. این موضوع نشان میدهد بهبود کیفیت نهادها در کشور هم بهطور کامل قادر به حذف بیماری هلندی و نفرین منابع نمیباشد و این موضوع با تاثیر غیرمعنادار رانت منابع طبیعی با لحاظ بهبود شاخص کیفیت نهادی در رژیم و سطح بالای توسعه مالی در کشور قابل مشاهده میباشد.
اقتصاد کلان
امیرعلی فرهنگ؛ علی یونسی؛ وحید نیک پی پسیان؛ آمنه لطفی
چکیده
یکی از مهمترین موضوعات مورد بحث در کشورها، بهویژه در کشورهای درحال توسعه رشد اقتصادی است. یکی از عوامل موثر در افزایش نرخ رشد اقتصادی، کارآفرینی میتواند باشد. زیرا کارآفرینان با توجه به خصوصیات ممتاز و برجسته خود قادرند منابع لازم برای ایجاد رشد و توسعه تولید و منابع انسانی فراهم کرده، اشتغال و کسب و کار جدید ایجاد کرده و با نوآوری ...
بیشتر
یکی از مهمترین موضوعات مورد بحث در کشورها، بهویژه در کشورهای درحال توسعه رشد اقتصادی است. یکی از عوامل موثر در افزایش نرخ رشد اقتصادی، کارآفرینی میتواند باشد. زیرا کارآفرینان با توجه به خصوصیات ممتاز و برجسته خود قادرند منابع لازم برای ایجاد رشد و توسعه تولید و منابع انسانی فراهم کرده، اشتغال و کسب و کار جدید ایجاد کرده و با نوآوری صنعتی، دامنه محصولات و خدمات را توسعه دهند. لذا، در شرایط کنونی ضرورت پرداختن به مقوله کارآفرینی و اثرات آن بر بهبود عملکرد متغیرهای کلان اقتصادی علی الخصوص در استانهای کمتر توسعهیافته بیش از پیش احساس میگردد. از اینرو، هدف پژوهش حاضر، تحلیل فضایی اثرات سرریز شاخص کارآفرینی بر رشد اقتصادی در استان-های ایران طی بازه زمانی 1392-1399 است. نتایج حاصل از این بررسی در چارچوب دادههای ترکیبی فضایی و بر اساس تخمین زن دوربین فضایی نشان داد که لگاریتم شاخص کارآفرینی و اثرات مجاورت آن، تاثیری مثبت بر رشد اقتصادی در استانهای ایران دارد. از سایر نتایج تحقیق، متغیرهای لگاریتم سرمایه انسانی و لگاریتم جریان ورودی سرمایهگذاری مستقیم خارجی تاثیری مثبت و معنیدار بر رشد اقتصادی استانهای فوق دارند در حالیکه، متغیر نرخ بیکاری تاثیری منفی بر رشد اقتصادی استانها دارد. بر اساس نتایج تحقیق، افزایش اختیارات استانی و منطقهای با توجه به مزیتهای نسبی منطقهای، بهبود زیرساختهای اقتصادی در استانهای محروم و کمتر توسعهیافته جهت سرریز هرچه بیشتر کارآفرینان به آن مناطق توصیه میشود.
امیرحسین غفاری نژاد؛ مجید مداح
چکیده
در ادبیات اقتصاد کلان سیاسی بر نقش رقابت سیاسی در عملکرد اقتصادی کشورها تأکید می شود؛ رقابت سیاسی از طریق اثرگذاری بر نحوه تخصیص منابع و کیفیت سیاست های اقتصادی می تواند رشد اقتصادی را تحت تأثیر قرار دهد. این مقاله اثر رقابت سیاسی بر عملکرد اقتصادی در ایران را در چارچوب یک مدل رشد پویا با استفاده از دادههای سالانه 97-1364 و روش برآورد ...
بیشتر
در ادبیات اقتصاد کلان سیاسی بر نقش رقابت سیاسی در عملکرد اقتصادی کشورها تأکید می شود؛ رقابت سیاسی از طریق اثرگذاری بر نحوه تخصیص منابع و کیفیت سیاست های اقتصادی می تواند رشد اقتصادی را تحت تأثیر قرار دهد. این مقاله اثر رقابت سیاسی بر عملکرد اقتصادی در ایران را در چارچوب یک مدل رشد پویا با استفاده از دادههای سالانه 97-1364 و روش برآورد سازگار با خودهمبستگی و ناهمسانی واریانس (HAC) مورد بررسی قرار می دهد که در این راستا از شاخص های درجه عدم همسویی دولت و مجلس، توازن قدرت، توزیع قدرت، تنوع جناحی، آزادی سیاسی و اقتصادی و یک شاخص ترکیبی به عنوان عوامل تعیینکننده رقابت سیاسی استفاده شده است. نتایج برآوردها، فرضیه اثر غیرخطی رقابت سیاسی بر رشد اقتصادی به شکلU را در اقتصاد ایران تأیید می کند، به نحوی که با افزایش رقابت سیاسی در ابتدا تولید ناخالص داخلی واقعی سرانه کاهش می یابد اما پس از مقدار بهینه (حداقل رقابت سیاسی)، تولید افزایش می یابد. در این مرحله بازیگران نظام سیاسی با پذیرش قواعد رقابت سیاسی و پرهیز از سیاستهای جناحی بر تنظیم و اجرای سیاستهای ارتقاء دهنده رشد اقتصادی متمرکز می شوند. این وضعیت که یادگیری رقابت سیاسی نام دارد، جامعه را از منافع رقابت بین جناح های سیاسی بهره مند می کند. یافتههای مقاله از افزایش رقابت سیاسی به عنوان یکی از منابع رشد اقتصادی حمایت می کند.
امیرعلی فرهنگ
چکیده
رشد تقاضای روز افزون انرژی موجب رشد اقتصادی و همزمان موجب افزایش آلودگی و تخریب محیط زیست است. با توجه به اهمیت رشد اقتصادی و محیط زیست، درک نحوه تأثیرگذاری متغیرهای انرژی و آلودگی بر رشد اقتصادی کشورها برای سیاست گذاران و اقتصاددانان ضروری است. بر این اساس، مطالعه حاضر اثرات مصرف سوخت های فسیلی، انتشار CO2 و قیمت نفت خام بر رشد اقتصادی ...
بیشتر
رشد تقاضای روز افزون انرژی موجب رشد اقتصادی و همزمان موجب افزایش آلودگی و تخریب محیط زیست است. با توجه به اهمیت رشد اقتصادی و محیط زیست، درک نحوه تأثیرگذاری متغیرهای انرژی و آلودگی بر رشد اقتصادی کشورها برای سیاست گذاران و اقتصاددانان ضروری است. بر این اساس، مطالعه حاضر اثرات مصرف سوخت های فسیلی، انتشار CO2 و قیمت نفت خام بر رشد اقتصادی طی دوره زمانی2000-2019 در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا (منا) را بررسی نموده است. جهت انجام تجزیه و تحلیل از روش پانل میانگین گروهی تلفیقی (PMG) و حداقل مربعات پویا(DOLS) استفاده شده است و کشورهای مورد مطالعه پژوهش علاوه بر مطالعه بصورت منطقه ای منا، به دو زیر گروه شامل کشورهای صادر کننده و واردکننده نفت خام نیز تقسیم شده اند. نتایج تخمین روش PMGنشان میدهد که افزایش یک درصدی مصرف انرژی سوختهای فسیلی، انتشار CO2 و قیمت نفت خام به ترتیب موجب افزایش 183/0، 013/0و 058/0 درصدی رشد اقتصادی برای کشورهای گروه صادرکننده نفت خام شده است در حالی افزایش یک درصدی قیمت نفت خام در کوتاه و در بلند مدت به ترتیب موجب کاهش0260/0 و 409/0 درصدی رشد اقتصادی در کشورهای گروه واردکننده نفت خام می گردد. نتایج تخمین روش DOLS نیز، مشابه نتایج روش PMG بوده و آن را تأیید میکند و بیانگر برخوداری استحکام کافی در پژوهش است.
فیروز فلاحی؛ محسن پورعبادالهان؛ سید کمال صادقی؛ توحید شکری
چکیده
رابطهی میان رشد اقتصادی و محیط زیست یکی از مباحث مناقشهآمیز دهههای اخیر در میان اقتصاددانان و فعالان زیستمحیطی بوده است، چرا که از یک سو، رشد اقتصادی بیشتر با مصرف بیش-تر انرژی موجبات تخریب محیط زیست را فراهم میآورد و از سوی دیگر استفاده از انرژیهای پاک به جای مصرف سوختهای فسیلی (به منظور حفظ محیط زیست) میتواند به مانعی ...
بیشتر
رابطهی میان رشد اقتصادی و محیط زیست یکی از مباحث مناقشهآمیز دهههای اخیر در میان اقتصاددانان و فعالان زیستمحیطی بوده است، چرا که از یک سو، رشد اقتصادی بیشتر با مصرف بیش-تر انرژی موجبات تخریب محیط زیست را فراهم میآورد و از سوی دیگر استفاده از انرژیهای پاک به جای مصرف سوختهای فسیلی (به منظور حفظ محیط زیست) میتواند به مانعی برای رشد اقتصادی تبدیل شود. با عنایت به وجود نتایج متفاوت در پژوهشهای صورت گرفته با روشهای متفاوت و به منظور ارائهی نتایجی متقنتر، مطالعه حاضر به دنبال آن است تا با به کارگیری روش تجزیهی موجک پیوسته و تحلیل در حوزهی زمان – فرکانس، پویاییهای رابطهی علّی میان رشد اقتصادی و کیفیت محیط زیست در ایران را طی دوره زمانی 1395:4 – 1370:1 بررسی نماید. این روش امکان مشاهده نحوه ارتباط این دو متغیر در طی دوره های زمانی متفاوت را فراهم می سازد. برای این منظور، همدوسی موجک و انرژی هر مقیاس زمانی با استفاده از نرم افزار متلب 2018a محاسبه شده است. نتایج مطالعه حاکی از آن است که در کوتاهمدت (کمتر از یک سال) و میانمدت (یک تا چهار سال) جریان علّی همجهت از رشد اقتصادی به کیفیت محیطزیست برقرار است. به طوری که افزایش در نرخ رشد اقتصادی منجر به افزایش انتشار آلایندهها شده و به محیطزیست آسیب میرساند. تحلیل در حوزهی زمان حاکی از آن است این رابطه در کوتاهمدت و میانمدت به ترتیب در بازههای 1394 – 1391 و 1389 – 1388 از شدت قابل توجهی برخوردار بوده است . از طرف دیگر، در بلندمدت، رابطهی علّی میان رشد اقتصادی و کیفیت محیطزیست مشاهده نشد از اینرو، انتظار میرود وضع محدودیت بر انتشار آلایندهها به منظور ارتقای کیفیت محیطزیست صدمهای به رشد اقتصادی وارد نکند.
محمد علی شعبانی؛ محمود هوشمند؛ علی اکبر ناجی میدانی؛ محمد قربانی
چکیده
شهرها نقش مهمی در توزیع جمعیت و رشد اقتصادی ایفا میکنند. یکی از جنبههایی که در ادبیات اقتصاد شهری به آن پرداخته میشود رابطه افزایش جمعیت شهری و رشد اقتصادی است. شهرنشینی ارتباط بین جمعیت، اشتغال، مهاجرت و محیط انسان ساخت است که توسعه آن در هر زمان و فضای جغرافیایی تحت تاثیر شرایط ملی و بین المللی است. با توجه به اینکه رشد اقتصادی ...
بیشتر
شهرها نقش مهمی در توزیع جمعیت و رشد اقتصادی ایفا میکنند. یکی از جنبههایی که در ادبیات اقتصاد شهری به آن پرداخته میشود رابطه افزایش جمعیت شهری و رشد اقتصادی است. شهرنشینی ارتباط بین جمعیت، اشتغال، مهاجرت و محیط انسان ساخت است که توسعه آن در هر زمان و فضای جغرافیایی تحت تاثیر شرایط ملی و بین المللی است. با توجه به اینکه رشد اقتصادی یک منطقه جغرافیایی تحت تأثیر متغیرها و اثرات سرریز مناطق دیگر قرار دارد علاوه بر وابستگی فضایی ایجاد شده از طریق این متغیرها، اثراتی که در میان تمام مناطق جغرافیایی مشترک هستند نیز موجب ایجاد همبستگی در رشد اقتصادی واحدهای جغرافیایی میشوند لذا لازم است میان وابستگی ایجاد شده توسط این عوامل و وابستگی فضایی ناشی از اثرات فضایی متغیرها تفاوت قائل شد زیرا در غیر این صورت نقش اثرات فضایی پر رنگتر از آنچه واقعیت دارد نشان داده خواهد شد. برای کنترل این اثرات، الگوهای فضایی با و بدون این اثرات در 30 استان ایران برآورد شده است نتایج نشان میدهد حتی با در نظر گرفتن اثرات عوامل عام مشترک، همچنان وجود خودهمبستگی مثبت فضایی بین رشد اقتصادی استانها وجود دارد اما نکتهای که نتایج اعمال اثرات عوامل عام مشترک نشان میدهد این است که در نظر گرفتن این اثرات، باعث کاهش شدت اثر فضایی شده است. همچنین نتایج برآورد الگوی دوربین فضایی پویا، حاکی از آن است که رابطه شهرنشینی و رشد اقتصادی استانهای ایران به صورت U معکوس است و اثرات سرریز شهرنشینی بر رشد اقتصادی استانهای همجوار مثبت و معنیدار میباشد.
سید حسین فاطمی نسب؛ زهره حاجیها؛ قدرت اله امام وردی؛ علی باغانی
چکیده
صنعت گردشگری، بزرگترین و متنوع ترین صنعت در دنیا به حساب می آید. تأثیرصنعت گردشگری برافزایش میزان اشتغال و درآمدهای ارزی، رونق صنایع داخلی، گسترش همکاری های بین المللی موجب شده است تا نگرش کشورهای دنیا به مرز آن تغییریافته و جایگاه مهمی در سیاست گذاری دولت هاپیدا کند . از این رو در این پژوهش، اثر تعاملی توسعه مالی وگردشگری بر رشد اقتصادی ...
بیشتر
صنعت گردشگری، بزرگترین و متنوع ترین صنعت در دنیا به حساب می آید. تأثیرصنعت گردشگری برافزایش میزان اشتغال و درآمدهای ارزی، رونق صنایع داخلی، گسترش همکاری های بین المللی موجب شده است تا نگرش کشورهای دنیا به مرز آن تغییریافته و جایگاه مهمی در سیاست گذاری دولت هاپیدا کند . از این رو در این پژوهش، اثر تعاملی توسعه مالی وگردشگری بر رشد اقتصادی در ایران با استفاده از مدل خود رگرسیونی برداری عامل –افزوده شده (FAVAR) ترکیبی با مدل پارامترهای متغییر در طول زمان (TVP)، اقدام به مدل سازی شده است. و با بهره گیری از داده های سری زمانی در طی سالهای 1363تا1397 بررسی شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که بین رشد اقتصادی و گردشگری رابطه مثبت و معنادار و بین رشد اقتصادی و توسعه مالی نیز رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. توسعه مالی همچون گردش مالی راحت در کشور مبدا و استفاده ساده از ابزارهای مالی در جهت تامین مالی برای گردشگران در رشد این صنعت نقش بسزایی دارد. همانگونه که افزایش توسعه مالی سبب رشد اقتصادی می گردد، افزایش رشد اقتصادی نیز سبب بهبود زیرساخت ها وتوسعه صنعت گردشگری می شود.
محمد واعظ برزانی؛ محمد محمدی مطلق
چکیده
در بسیاری از کشورهای جهان، دولت ها از طریق اعمال سیاست های پولی ومالی، تأثیر قابل ملاحظه ای بر اقتصاد کشورها می گذارند. لیکن اعمال سیاست های توزیعی بین نسلی, که در حقیقت به کارگیری سیاست های مالی به نفع گروه سنی خاصی از جامعه می باشد، کمتر مورد توجه سیاست گذاران کشورهای در حال توسعه و از آن جمله ایران قرار گرفته است. هدف مقاله نشان دادن ...
بیشتر
در بسیاری از کشورهای جهان، دولت ها از طریق اعمال سیاست های پولی ومالی، تأثیر قابل ملاحظه ای بر اقتصاد کشورها می گذارند. لیکن اعمال سیاست های توزیعی بین نسلی, که در حقیقت به کارگیری سیاست های مالی به نفع گروه سنی خاصی از جامعه می باشد، کمتر مورد توجه سیاست گذاران کشورهای در حال توسعه و از آن جمله ایران قرار گرفته است. هدف مقاله نشان دادن تاثیر سیاست های توزیعی مالی بین نسلی بر رشد اقتصادی با استفاده از الگوی توسعه یافته نسل های تداخلی بلانچارد(1985) و کالیبره کردن الگو به کمک نرم افزار مطلب جهت استخراج وضعیت تعادل پایای رشد مصرف و رشد سرمایه در اقتصاد ایران است. نتایج به دست ﺁمده، در زمینه تأثیر سیاست های مالی توزیعی بر رشد سرمایه و رشد مصرف به عنوان دو متغیر مؤثر بر نرخ رشد اقتصاد، دارای دو حالت است. حالت اول وقتی که نرخ هموار کننده مصرف در توابع مطلوبیت با ریسک گریزی نسبی ثابت (CRRA) ، عکس کشش جانشینی مصرف در دو نقطه از زمان، کمتر از یک انتخاب شود که در این وضعیت با اعمال سیاست های مالی توزیعی به نفع گروه سنی جوان، اقتصاد ایران با کاهش رشد سرمایه و رشد مصرف مواجه می شود و حالت دوم وضعیتی که نرخ هموار کننده مصرف بیشتر از یک انتخاب شود. در این حالت، اعمال سیاست های مالی توزیعی دارای نتایجی متفاوت با حالت قبل خواهد بود. JEL: C61, D31 , E21.
لطیف حسینی؛ اکبر میرزاپور باباجان؛ بیت اله اکبری مقدم
چکیده
مالیات اگرچه همواره به عنوان منبع اصلی برای تأمین مالی دولتها مطرح بوده و ابزاری مؤثر برای دولت در جهت نیل به اهداف خود تلقی میشود اما از طرف دیگر این ابزار پر اهمیت باعث بروز اختلالاتی در اقتصاد شده و در نتیجه موجب شکلگیری اختلافات گسترده در بین اقتصاددانان در زمینه نقش و اندازه دولت در اقتصاد بوده است. هدف مقاله حاضر بررسی تاثیردرآمدهای ...
بیشتر
مالیات اگرچه همواره به عنوان منبع اصلی برای تأمین مالی دولتها مطرح بوده و ابزاری مؤثر برای دولت در جهت نیل به اهداف خود تلقی میشود اما از طرف دیگر این ابزار پر اهمیت باعث بروز اختلالاتی در اقتصاد شده و در نتیجه موجب شکلگیری اختلافات گسترده در بین اقتصاددانان در زمینه نقش و اندازه دولت در اقتصاد بوده است. هدف مقاله حاضر بررسی تاثیردرآمدهای مالیاتی بر روی متغیرهای کلان اقتصادی بود. برآورد پارامترهای مدل با استفاده از دادههای سری زمانی تعدیل فصلی شده برای دوره 1395-1388 صورت گرفته است . برای برآورد بیزی پارامترهای مدل ابتدا باید توزیع، میانگین و انحراف معیار پیشین پارامترها تعیین گردد سپس با استفاده از نرم افزار داینر تحت نرم-افزار متلب بر اساس روش مونت کارلو با زنجیره مارکوف در قالب الگوریتم متروپولیس-هستینگز، مقادیر میانگین و انحراف معیار پسین پارامترها محاسبه می-شود.نتایج تخمین مدل نشان داد که درآمدهای حاصل از مالیات بر ارزش افزوده تاثیر مثبت و معناداری بر رشد اقتصادی استانهای مختلف دارد. همچنین مقدار وقفهدار نرخ رشد تولید ناخالص داخلی سرانه استانها تأثیر مثبت و معنیدار بر نرخ رشد اقتصادی سال جاری داشته و نیز متغیر اعتبار بانکی، میزان سرمایه گذاری، تأثیر مثبت و معنیدار بر نرخ رشد اقتصادی دارد. همچنین متغیر سرمایهگذاری و هزینه های دولت تأثیر مثبت و معنیداری ولی نرخ تورم تأثیر معنیدار و منفی بر رشد اقتصادی دارد. نتایج نیز نشان داد که یک شوک مالیاتی در کوتاه مدت تاثیر منفی بر رشد اقتصادی و مصرف دارد اما در بلندمدت با افزایش در درآمدی مالیاتی میزان تولید ناخالص داخلی و به تبع آن مصرف و سرمایه گذاری در اقتصاد افزایش یافته است.
سید علی اسلامی نژاد؛ اصغر ابوالحسنی هستیانی؛ عبدالعلی منصف؛ کامران ندری
چکیده
از دیدگاه اندیشمندان اقتصادی، خصوصیسازی نه تنها ابزاری برای تغییر ساختار اقتصاد و افزایش رقابت، بلکه زیربنای ضروری برای رشد و توسعه اقتصادی قلمداد میگردد. بر همین اساس اولین و مهمترین هدف مطرح شده برای برنامه خصوصیسازی کشور در سیاستهای کلی اصل (44) قانون اساسی نیز افزایش رشد اقتصادی میباشد. با این وجود، اغلب مطالعات ...
بیشتر
از دیدگاه اندیشمندان اقتصادی، خصوصیسازی نه تنها ابزاری برای تغییر ساختار اقتصاد و افزایش رقابت، بلکه زیربنای ضروری برای رشد و توسعه اقتصادی قلمداد میگردد. بر همین اساس اولین و مهمترین هدف مطرح شده برای برنامه خصوصیسازی کشور در سیاستهای کلی اصل (44) قانون اساسی نیز افزایش رشد اقتصادی میباشد. با این وجود، اغلب مطالعات انجام شده در این خصوص محدود به ارزیابی اثرات خصوصیسازی بر متغیرهای خرد اقتصادی بوده و این تحقیقات کمتر روی اهداف کلان برنامه، از جمله رشد اقتصادی تمرکز دارند. در این راستا و با توجه به ابهامات موجود در خصوص میزان دستیابی به این هدف در اثر اجرای برنامه مذکور، در مطالعه حاضر سعی شده است تأثیر خصوصیسازی بر رشد اقتصادی کشور طی دوره زمانی (96-1370) مورد ارزیابی قرار گیرد. بدین منظور از الگوی سرمایه انسانی و روش حداقل مربعات کاملاً اصلاح شده (FMOLS) استفاده شده است. این روش محدودیتهای مربوط به روش ARDL، مانند همزمانی و برونزایی متغیرها و اشکالات حاصل از آن در برآورد، که در مطالعات پیشین استفاده شده است را ندارد. در این مطالعه متغیر خصوصیسازی بهصورت درآمدهای حاصل از واگذاری در نظر گرفته شده است. نتایج حاصل از برآورد مدل و انجام آزمونهای آماری لازم در این زمینه، نشان میدهد که اثر خصوصیسازی بر رشد اقتصادی کشور در دوره زمانی مذکور مثبت و معنادار میباشد
هانیه صداقت کالمرزی؛ شهرام فتاحی؛ کیومرث سهیلی
چکیده
در این مقاله اثرات متقابل رشد و شادی بر یکدیگر در قالب مدل پانل معادلات همزمان پویا در کشورهای اوپک در بازه زمانی 2016-2005 مدلسازی شده است. همچنین اثرات آستانهای رانت نفت بر هر دو متغیر رشد اقتصادی و شادی در چارچوب فرضیه نفرین منابع آزمون شده است. نتایج حاصل از برآورد مدل نشان داده است وقفه اول شادی تأثیر مثبت اما غیرمعنیداری بر رشد ...
بیشتر
در این مقاله اثرات متقابل رشد و شادی بر یکدیگر در قالب مدل پانل معادلات همزمان پویا در کشورهای اوپک در بازه زمانی 2016-2005 مدلسازی شده است. همچنین اثرات آستانهای رانت نفت بر هر دو متغیر رشد اقتصادی و شادی در چارچوب فرضیه نفرین منابع آزمون شده است. نتایج حاصل از برآورد مدل نشان داده است وقفه اول شادی تأثیر مثبت اما غیرمعنیداری بر رشد اقتصادی داشته است اما وقفه اول رشد اقتصادی تأثیری منفی و معنیدار بر شادی داشته است. به عبارت دیگر میتوان گفت که عوائد حاصل از رشد اقتصادی در جوامع نفتی مورد بررسی بهصورت یکسانی در جامعه توزیع نشده است. همچنین در چارچوب مدل مذکور، تأثیر رانت نفت بر شادی و رشد اقتصادی بهصورت آستانهای بوده است. به عبارت دیگر رانت نفت تا قبل از آستانه 25/26% از نسبت رانت نفت به تولید ناخالص داخلی، اثری مثبت بر رشد اقتصادی داشته اما پس از عبور از حد آستانه مذکور تأثیری منفی و معنیدار بر رشد اقتصادی داشته است که حاکی از پدیده نفرین منابع در کشورهای صادرکننده نفت اوپک است. نتیجه مشابهی نیز برای اثر رانت نفت بر شادی حاصل شده است به طوریکه تا قبل از آستانه 92/26% از نسبت رانت نفت به تولید ناخالص داخلی، رانت نفت تأثیری مثبت و معنیدار بر شادی داشته است اما پس از عبور از این حد آستانه، رانت نفت تأثیری منفی و معنیدار بر شادی برجای گذاشته است که میتواند منعکس کننده وجود پارادوکس استرلین در کشورهای اوپک باشد.
مهدیه رضاقلی زاده؛ حسنا رجب پور
چکیده
استرس مالی و ریسک سیاسی به عنوان نیروی مؤثر بر رفتار عاملان اقتصادی بهصورت وجود نااطمینانی و تغییر در انتظارات، از اهمیت زیادی جهت تحلیل رشد اقتصادی کشور برخوردار میباشند. با توجه به اهمیت این موضوع، در مطالعه حاضر پس از ساخت شاخص استرس مالی و شاخص ریسک سیاسی در ایران، تأثیرات ناشی از این دو متغیر بر رشد اقتصادی کشور (رشد سرانه ...
بیشتر
استرس مالی و ریسک سیاسی به عنوان نیروی مؤثر بر رفتار عاملان اقتصادی بهصورت وجود نااطمینانی و تغییر در انتظارات، از اهمیت زیادی جهت تحلیل رشد اقتصادی کشور برخوردار میباشند. با توجه به اهمیت این موضوع، در مطالعه حاضر پس از ساخت شاخص استرس مالی و شاخص ریسک سیاسی در ایران، تأثیرات ناشی از این دو متغیر بر رشد اقتصادی کشور (رشد سرانه تولید ناخالص داخلی) طی دوره زمانی۱۳۹۶-۱۳۸۸ با استفاده از دادههای فصلی و آزمون خودرگرسیونبرداری با وقفههای گسترده کرانهای مورد بررسی قرار گرفته است. یافتههای حاصل از برآورد مدلها بیانگر این است که افزایش استرس مالی بر رشد اقتصادی کشور تأثیر منفی داشته و افزایش شاخص عددی ریسک سیاسی که به معنای میزان کاهش ریسک در کشور است، تأثیر مثبت بر رشد اقتصاد داشته است. به عبارت دیگر افزایش استرس مالی در کشور طی دوره زمانی مورد مطالعه، منجر به کاهش رشد اقتصادی شده و کاهش میزان ریسک سیاسی (یا افزایش عددی شاخص ریسک سیاسی) طی دوره مورد نظر منجر به افزایش رشد شده است.
علیرضا برهانی پور؛ غلامرضا گرائی نژاد؛ علیرضا دقیقی اصلی؛ منیژه هادی نژاد
چکیده
هدف اصلی این مطالعه ارزیابی تأثیر غیرخطی حکمرانی خوب بر رشد اقتصادی کشورهای با درآمد سرانه متوسط و بالا طی سالهای 2018-1996 میباشد. برای این منظور از الگوی رگرسیونی انتقال ملایم تابلویی (PSTR) استفاده شده است. نتایج حاصل از برآورد الگو با رد فرضیه خطی بودن، وجود یک تابع انتقال پیوسته با دو رژیم متفاوت و حد آستانهای 94/0- و سرعت انتقال 74/1 ...
بیشتر
هدف اصلی این مطالعه ارزیابی تأثیر غیرخطی حکمرانی خوب بر رشد اقتصادی کشورهای با درآمد سرانه متوسط و بالا طی سالهای 2018-1996 میباشد. برای این منظور از الگوی رگرسیونی انتقال ملایم تابلویی (PSTR) استفاده شده است. نتایج حاصل از برآورد الگو با رد فرضیه خطی بودن، وجود یک تابع انتقال پیوسته با دو رژیم متفاوت و حد آستانهای 94/0- و سرعت انتقال 74/1 را برای شاخص حکمرانی خوب در کشورهای مورد بررسی نشان میدهند. علاوه بر این، نتایج مطالعه بیانگر شدت یافتن تأثیر مثبت شاخصهای حکمرانی خوب، تشکیل سرمایه ثابت ناخالص، درجه باز بودن اقتصاد و مخارج تحصیل در مقادیر بالاتر از حد آستانهای محاسبه شده برای حکمرانی خوب میباشند. همچنین ضریب تأثیرگذاری متغیر نرخ تورم در هر دو رژیم منفی و معنیدار میباشد که البته در رژیم دوم از شدت تأثیرگذاری آن کاسته شده است. بر اساس نتایج حاصل از این مطالعه میتوان بیان کرد ارتقای شاخص حکمرانی خوب و ایجاد نهادهای کارآمد در کشورهای با درآمد سرانه متوسط و بالا به بهبود رشد اقتصادی این کشورها منجر میشود. علاوه بر این، سه مؤلفه شفافیت و پاسخگویی، اثربخشی دولت و کنترل فساد اداری نیز دارای تأثیرگذاری مثبت و معنیدار بر رشد تولید ناخالص داخلی حقیقی میباشند.
بابک اسماعیلی
چکیده
هدف این مقاله، بررسی اثرات غیرخطی و آستانهای متغیرهای کلان اقتصادی بر تورم در اقتصاد ایران با استفاده از دادههای سری زمانی فصلی دوره 1370 تا 1397 مبتنی بر رگرسیون انتقال ملایم (STR) است. در مدل برآورد شده، رشد نقدینگی به عنوان متغیر آستانه با مقدار تقریبی 22/4 درصد (17 درصد سالانه) به عنوان حد آستانه انتخاب شد.بر اساس نتایج بهدست آمده، تقریب ...
بیشتر
هدف این مقاله، بررسی اثرات غیرخطی و آستانهای متغیرهای کلان اقتصادی بر تورم در اقتصاد ایران با استفاده از دادههای سری زمانی فصلی دوره 1370 تا 1397 مبتنی بر رگرسیون انتقال ملایم (STR) است. در مدل برآورد شده، رشد نقدینگی به عنوان متغیر آستانه با مقدار تقریبی 22/4 درصد (17 درصد سالانه) به عنوان حد آستانه انتخاب شد.بر اساس نتایج بهدست آمده، تقریب خطی نمیتواند اثرات غیرخطی درآمدهای نفتی و دیگر متغیرها را به صورت رضایتبخشی در رژیمهای مختلف توضیح دهد. به عبارت دیگر الگوی سری زمانی غیرخطی با لحاظ کردن تغییرات رژیم و ضرایب متغیر در طول زمان، توانایی بیشتری برای تبیین رفتار تورم در اقتصاد ایران نسبت به الگوی خطی دارد و پویاییهای تأثیر متغیرهای اسمی و حقیقی کلان بر تورم در اقتصاد ایران را به نحو کاملتری به تصویر میکشد.بر اساس نتایج بهدست آمده، بسته به وضعیت رژیمی سایر متغیرهای کلان مانند مخارج جاری و مخارج عمرانی و رشد اقتصادی، تورم را تشدید میکنند. به علاوه در رژیم بالا انحراف سطح قیمتها از رابطهی تعادلی بلندمدت، عامل بسیار با اهمیتی در شتاب تورمی بوده، بهطوری که تورم به این شکاف بیش از حد واکنش نشان میدهد. تولید ناخالص داخلی و وقفهی آن در اکثر رژیمها اثرات ضدتورمی دارد. درآمدهای نفتی در رژیمهای مختلف تأثیر معنیدار یا با اهمیتی بر تورم نداشته است، به طوریکه به نظر میرسد که اثر این متغیر بر تورم از کانال سایر متغیرها تا حد زیادی کنترل شده است.بر اساس نتایج حاصله، به نظر میرسد که رشد نقدینگی مهمترین عامل تغییر رژیم در رابطهی میان تورم و متغیرهای کلان در اقتصاد ایران بهحساب آید. سیاستگذار قادر است با کنترل رشد نقدینگی و انتقال آن به رژیم رشد پایین، اثر بسیاری از متغیرهای دیگر از جمله مخارج جاری و عمرانی را بر تورم عقیم کرده یا کاهش دهد.
مونا بهشتی؛ عباس معمارنژاد؛ تقی ترابی؛ سید شمس الدین حسینی
چکیده
این مطالعه بر آن است تا رابطه علّیت پویا میان توسعه مالی، آزادسازی تجارت و رشد اقتصادی را مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. به این منظور از دادههای سالانه130 کشور جهان شامل ایران، طی دوره 2017-2000 استفاده شده و کشورها بر اساس طبقهبندی درآمدی بانک جهانی در چهار گروه مورد مطالعه قرار گرفتهاند. جهت تحلیل روابط و بررسی علّیت کوتاهمدت و بلندمدت ...
بیشتر
این مطالعه بر آن است تا رابطه علّیت پویا میان توسعه مالی، آزادسازی تجارت و رشد اقتصادی را مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. به این منظور از دادههای سالانه130 کشور جهان شامل ایران، طی دوره 2017-2000 استفاده شده و کشورها بر اساس طبقهبندی درآمدی بانک جهانی در چهار گروه مورد مطالعه قرار گرفتهاند. جهت تحلیل روابط و بررسی علّیت کوتاهمدت و بلندمدت میان متغیرها از رویکرد همجمعبستگی، الگوی تصحیح خطای برداری پانلی (PVECM) و رویکرد علّیت پانلی تودا-یاماموتو-دالادو-لوتکپل (TYDL) استفاده شده است. همچنین در این مطالعه شاخص ترکیبی توسعه مالی مبتنی بر رهیافت تحلیل مؤلفههای اساسی با ارائه نگاهی نو و متفاوت بدست آمده است. براساس نتایج بدست آمده، در کشورهای پردرآمد میان متغیرهای آزادسازی تجارت، توسعه مالی و رشد اقتصادی رابطه علّیت بلندمدت و قوی دو سویه برقرار است. همچنین توسعه مالی و آزادسازی تجارت در قالب کاهش موانع تعرفهای و غیر تعرفهای، در هر چهار گروه درآمدی، علت بلندمدت رشد اقتصادی هستند. علاوه بر این در کشورهای پردرآمد رابطه علّی کوتاهمدت و قوی از توسعه مالی به رشد اقتصادی وجود دارد. نظر به نتایج بدست آمده، گسترش بازارهای سرمایه، افزایش عمق و کارایی این بازارها و نیز اتخاذ تدابیر و سیاستهای مناسب آزادسازی تجارت جهت افزایش رشد اقتصادی در بلندمدت، برای کشورهای با درآمد متوسط و کم درآمد توصیه میگردد. در ایران نیز به عنوان کشوری با درآمد متوسط، رشد اقتصادی همواره از اهداف مهم سیاستی بوده است، لذا تعمیق بازارها و مؤسسات مالی و همچنین افزایش کارایی بازارهای مالی جهت بهره مندی از آثار مثبت بلندمدت توسعه مالی بر رشد اقتصادی، ضروری به نظر میرسد.
مهران فرهی کیا؛ مسعود یارمحمدی؛ حسین حسنی؛ علی شادرخ
چکیده
مطالبات غیرجاری(NPL) شاخصی از ریسک اعتباری بانکها محسوب شده و بالا بودن آن یکی از نشانههای عدم سلامت نظام بانکی است. هدف از این مطالعه بکارگیری رویکردهای ناپارامتری نوین و نیرومند برای ارزیابی تأثیرپذیری مطالبات غیرجاری از رشد اقتصادی است. به این منظور یک مدل اقتصادسنجی در خصوص عوامل موثر بر مطالبات غیرجاری، مرکب از متغیرهای تشکیل ...
بیشتر
مطالبات غیرجاری(NPL) شاخصی از ریسک اعتباری بانکها محسوب شده و بالا بودن آن یکی از نشانههای عدم سلامت نظام بانکی است. هدف از این مطالعه بکارگیری رویکردهای ناپارامتری نوین و نیرومند برای ارزیابی تأثیرپذیری مطالبات غیرجاری از رشد اقتصادی است. به این منظور یک مدل اقتصادسنجی در خصوص عوامل موثر بر مطالبات غیرجاری، مرکب از متغیرهای تشکیل دهنده رشد اقتصادی و متغیر حجم تسهیلات اعطایی در نظر گرفته شده و دادههای سه ماهه اول سال 1388 تا سه ماهه اول سال 1397 استفاده شده است. این دادهها از درگاه وزارت امور اقتصادی و دارایی، درگاه بانک مرکزی ج.ا.ایران و گزارشهای ماهانه کانون بانکها و موسسات اعتباری خصوصی ایران استخراج گردید. تحلیل دادهها شامل آزمون ریشه واحد مبتنی بر زیرفضا و آزمونهای علیت مبتنی بر تحلیل مجموعه مقادیر تکین(SSA) میباشد. آزمون ریشه واحد برای بررسی مانایی سریها انجام و در ادامه پس از تائید مانایی، مدل رگرسیون ساده ناپارامتری اجرا شد. در مطالعه حاضر، روابط بین متغیرها در تعیین مدل با استفاده از کرنل گوسین مرتبه دوم در رگرسیون ناپارامتری چندمتغیره برآورد شد. با تکیه بر نتایج تجزیه و تحلیل تجربی در ایران و بر اساس آزمون علیت بر پایه SSA، رابطه علیت بین مطالبات غیرجاری و حجم اعتبار داخلی بخش بانکداری خصوصی ایران وجود دارد. تولید ناخالص داخلی (GDP) در قیمتهای ثابت، هزینههای بخش عمومی (PS)، هزینههای بخش خصوصی(PSE) و حجم اعتبارات داخلی(CV) مهمترین زیرمجموعههای رشد اقتصادی هستند. با توجه به نتایج بدست آمده هزینههای بخش عمومی تاثیر عکس و افزایش حجم اعتبارات تاثیر مستقیم بر افزایش مطالبات غیرجاری دارد.
حمید خاوری؛ محمدعلی فلاحی؛ نرگس صالح نیا
چکیده
فرآوردههای نفتی در اقتصاد ایران از یک طرف، تأمین کننده سوخت مورد نیاز کشور و از سوی دیگر، صادرات آن برای کشور منبع اصلی درآمدهای ارزی است. به این ترتیب، هر گونه تلاطم در بهای نفت بر درآمدهای ارزی ایران مؤثر میباشد. این پژوهش به بررسی آثار تلاطم قیمت نفت بر رشد اقتصادی ایران از طریق برخی متغیرهای نهادی، پولی و مالی طی دوره 1396-1360 ...
بیشتر
فرآوردههای نفتی در اقتصاد ایران از یک طرف، تأمین کننده سوخت مورد نیاز کشور و از سوی دیگر، صادرات آن برای کشور منبع اصلی درآمدهای ارزی است. به این ترتیب، هر گونه تلاطم در بهای نفت بر درآمدهای ارزی ایران مؤثر میباشد. این پژوهش به بررسی آثار تلاطم قیمت نفت بر رشد اقتصادی ایران از طریق برخی متغیرهای نهادی، پولی و مالی طی دوره 1396-1360 با استفاده از الگوی خودبازگشت برداری ساختاری (SVAR) میپردازد. نتایج بدست آمده نشان میدهد که تکانه وارده بر تلاطمهای قیمت نفت، واکنشی منفی از سوی رشد تولید را در پی دارد. عکسالعمل شاخص نهادی دموکراسی به تلاطمهای نفتی، منفی است و با توجه به رابطه مستقیم آن با رشد تولید، مجموعاً از این طریق رشد تولید کاهش مییابد. در رابطه با مخارج دولت نیز به طریق مشابهی، منجر به کاهش رشد تولید میشود. اما رشد حجم نقدینگی عکسالعمل مثبتی به تلاطمهای قیمت جهانی نفت خام از خود نشان میدهد و همچنین در کوتاهمدت آثار مثبتی بر رشد تولید دارد. نتایج همچنین نشان میدهد هم در کوتاهمدت و هم در بلندمدت مهمترین متغیر اثرگذار بر تغییرات رشد تولید، تکانه رشد مخارج دولت است. بنابراین توصیه میشود برای دستیابی به رشد اقتصادی پایدار و بهرهگیری از پویاییهای بخش خصوصی، بهتدریج و بر اساس مفاد اصل 44 قانون اساسی، مسئله واگذاری شرکتهای دولتی به بخش خصوصی واقعی با اهتمام پیگیری شود.
روح الله عبدخانی؛ سید نعمت الله موسوی؛ شراره مجدزاده طباطبایی
چکیده
درآمدهای نفتی و مالیاتها، به ترتیب اولین و دومین منبع تأمینکننده درآمدهای دولت در اقتصاد ایران محسوب میگردند که تغییرات در حجم آنها اثرات قابل توجهی بر تولید، اشتغال و نهایتاً رشد اقتصادی، که از اهداف کلان اقتصاد است، دارند. هدف مقاله حاضر ارزیابی اثرات شوک مالیاتی بر متغیرهای کلان اقتصادی در یک اقتصاد نفتی با رویکرد مدل تعادل ...
بیشتر
درآمدهای نفتی و مالیاتها، به ترتیب اولین و دومین منبع تأمینکننده درآمدهای دولت در اقتصاد ایران محسوب میگردند که تغییرات در حجم آنها اثرات قابل توجهی بر تولید، اشتغال و نهایتاً رشد اقتصادی، که از اهداف کلان اقتصاد است، دارند. هدف مقاله حاضر ارزیابی اثرات شوک مالیاتی بر متغیرهای کلان اقتصادی در یک اقتصاد نفتی با رویکرد مدل تعادل عمومی پویای تصادفی بود. برآورد پارامترهای مدل با استفاده از دادههای سری زمانی تعدیل فصلی شده برای دوره 1368 تا 1396 صورت گرفته است. نتایج بدست آمده بیانگر این بود که یک شوک مالیاتی در کوتاهمدت تأثیر منفی بر متغیرهای کلان اقتصادی از قبیل رشد اقتصادی و مصرف دارد اما در بلندمدت با افزایش درآمد مالیاتی میزان تولید ناخالص داخلی و به تبع آن مصرف و سرمایهگذاری در اقتصاد افزایش یافته است. علاوه بر این نتایج بیانگر این واقعیت است که تأثیر درآمدهای نفتی به تنهایی بر روی رشد اقتصادی مثبت اما با ورود متغیر توضیحی، میزان انباشت سرمایه، به دلیل اثری که درآمدهای نفتی بر این متغیر (مکانیسمهای اثرگذاری) دارد، اثر آن بر رشد اقتصادی، منفی شده است.