صنعت
پرویز محمدزاده؛ ابراهیم جاویدی؛ محمدباقر بهشتی
چکیده
هدف اصلی این تحقیق، طراحی یک چارچوب سیاستگذاری برای شناسایی علل بنیادین پدیده عدم شکلگیری سازمانهای اقتصادی بزرگ در سطح بینالمللی در ایران با تأکید بر ساختار نهادی تولید است. پژوهش حاضر از نظر ماهیت کیفی بوده و با استفاده از نظریه داده بنیاد با رویکرد اشتراوس و کوربین انجام شده است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته ...
بیشتر
هدف اصلی این تحقیق، طراحی یک چارچوب سیاستگذاری برای شناسایی علل بنیادین پدیده عدم شکلگیری سازمانهای اقتصادی بزرگ در سطح بینالمللی در ایران با تأکید بر ساختار نهادی تولید است. پژوهش حاضر از نظر ماهیت کیفی بوده و با استفاده از نظریه داده بنیاد با رویکرد اشتراوس و کوربین انجام شده است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با خبرگان و تحلیل گزارشهای مکتوب در سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ جمعآوری شده است. فرآیند تجزیه و تحلیل اطلاعات شامل سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی در نهایت منجر به استخراج ۲۵ کد محوری از ۵۹۹ کد اولیه شد. پایایی و اعتبار نتایج از طریق شاخص پایایی باز-آزمون ارزیابی و تأیید شده است.نتایج تحقیق منجر به ترسیم مدل پارادایمی شده است. پدیده محوری در این مطالعه شکل نگرفتن سازمانهای اقتصادی بزرگ در سطح بینالمللی است. عوامل ریشهای این پدیده محوری شامل ضعف ظرفیت های نهادی توسعه، بیثباتی اقتصاد کلان و سیاستی، مداخلات نامناسب دولت در اقتصاد و تحریم هستند که در بستری از اقتصاد نفتی، فرهنگ ضد تولید و ضعف سرمایه اجتماعی شکل می گیرند. چالشهایی مانند مشکلات مدیریتی، محدودیت منابع و زیرساختها، شدت رانت و فرار سرمایه اجرای راهبردها را دشوار میسازند. راهبردهایی مانند مشکلات نهادی و حقوقی، توسعه نیافتن ظرفیت بخش خصوصی و فعال نبودن دیپلماسی اقتصادی موجب اتخاذ پدبده محوری شده است. نتایج کوتاهمدت و بلندمدت ناشی از این ساختار شامل کوچکماندن مقیاس بنگاهها، تضعیف رقابتپذیری، تشدید وابستگی به دولت و استمرار رکود نوآوری است.